تبليغاتX
بی عُمر
...........ای خُـرَّم از فروغ رخت لاله زار عمر ......... بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر...........

کسی فشنگها را نمی شمارد

تقدیم به تمام کوکان فلسطینی که سالهاست همچون استخوانی، در گلوی استکبار گیر کرده اند...

لینکهای دانلود کلیپ:

لینک یوتیوب

لینک فارس تی وی

لینک دانلود از فورشیرد، کیفیت بالا (23 مگابایت)

لینک دانلود از فور شیرد، کیفیت ویژه موبایل (13 مگابایت)

لینک دانلود از پیکوفایل، کیفیت ویژه موبایل (13 مگابایت)


کودکان فلسطینی - کسی فشنگها را نمی شمارد


سناریو:

کسی فشنگها را نمی شمارد

 

درست است که تو یک کودکی،

اما مسیحی که نیستی، یهودی که نیستی، امریکایی، اروپایی یا اسرائیلی که نیستی... تو تنها یک مسلمانی.

بعضیها می گویند، کودک مسلمان را باید کشت، چرا که یک تروریست بالقوه است، جهانِ بدون او لابد امن تر است.

ببخشید کشته شدنت برایمان کلیشه شده است، دیگر صدای ضجه های مادرت و فریادهای پدرت گوشمان را حتی قلقلک هم نمی دهد.

آری کودک مسلمان! کشته شدن تو توجیه پذیر است، می شود تو را اشتباهی کشت، تو همواره تلفات ناخواسته جنگی، بهای خون کمرنگ تو گاهی اوقات حتی یک عذرخواهی خشک و خالی هم نیست.

ای کودک مسلمان!

هر چقدر می خواهی گریه کن، هیچ کس نیست که برای اشکهایت دلی بسوزاند.

هر چقدر می خواهی از نداشته هایت بگو، وجدانی نیست که برای نداشته هایت به عذابی دچار شود.

و ای کودک مسلمان!

گرچه عده ای وجود تو را بزرگترین مشکل دنیا می دانند و می خواهند هر روز دیواری جدید بر سر راه ایستادنت و نفس کشیدنت برپا کنند...

اما می دانم که با این وجود این روزها وقتی به پا خواستن هم کیشانت را می بینی، مدام به امید آزادی قدس این جملات را در گوش دشمنانت زمزمه می کنی...

و نرید ان من علی الذین استضعفوا فی الارض، و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین.

 

به امید روزی که کودکان فلسطینی...

بتوانند در صحن مسجدالاقصی...

بازی کنند...



بازتاب:

الف، خبرگزاری دانشجو، فتیان، نسیم آنلاین، نصر تی وی، مبارزکلیپ، راسخون، جنبش عدالت خواه دانشجویی، روشنگری، انصارکلیپ، خبرنامه دانشجویان ایران، دیا 110، راز تی وی، قدرت نرم، بچه های قلم، فاطمیون، جنگ نرم، افسران، بالاترین

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1390ساعت   توسط محمد صادق باطنی | 

پیشاپیش عرض کنم استفاده مکرر از لغتِِ «من» و ضمیر متصل «م» به دلیل شخصی بودن مطلب زیر است، وگرنه تکبر تنها شایسته ی مقام احدیت است.

***

از آن زمان که شروع کردم به فهم کردن، حرفها بود که در پس گنجینه دل تولید و باز تولید می شد. جوانتر که بودم، شعر می گفتم. شعر گفتن برایم یک زبان بود، زبانی برای خارج کردن آنچه بر دلم سنگینی می کرد. حالاتی می رفت و سنگینی ای به بار می آورد که [آن روز] جز با زبان شعر نمی شد تغییری در بار دل ایجاد کرد. به قول حضرت حافظ:

ای که طبیب خسته ای روی زبان من ببین.........کز دم و دود سینه ام بار دل است بر زبان

راستش از همان ابتدا بدنبال زبانی بودم که به احسن وجه معنا را منتقل کند. شعر با تمام تعالیش و با تمام شیوایی و زیباییش، چه به لحاظ مخاطب و چه به لحاظ وزن و قافیه محدود کننده و دست و پاگیر بود.

این شد که تصمیمم بر آن شد که قلم را کمی آسانتر در صفحه کاغذ بچرخانم تا بتوانم بیش از پیش معانی را منتقل کنم. وبلاگ نویسی ام از همان حوالیِ سه سال پیش آغاز شد. نثر بواسطه کم قاعده تر بودن، مجال بیشتری می داد برای تامل و تعمق، مخاطبان حرفهایی (که حس می کردم از دلم در می آید) بیش از مخاطبان زبان قبلیم بود. این شد که هر چه توانستم در «بی عمر» از بار دل کاستم و بر بار قلم افزودم. مدتی هم سردبیری کردیم برای نشریه دانشجویی بسیجمان.

اما اندکی که گذشت این زبان را نیز در مقام قیاس با آنچه در دل داشتم، زبانی کامل نیافتم. چرا که قلم و قالب تنگ لغات بسیاری از معانی را در پوستین خود نمی گنجاند. بعضی حرفها شنیدنی و خواندنی نیست. برخی حرفها دیدنی و تجربه کردنی است. این شد که باز به دنبال زبانی متعالی تر برای انتقال سخنان خویش گشتم.

تا رسیدم به زبان تصویر، زبانی که برای نشان دادن آن چیزهایی است که وبلاگ نویس آنها را می نویسد. زبانی که با یک فریم می تواند عقلانی ترین حس ممکن را بیافریند و آنقدر تخیل را درگیر کند که از دل آن درگیری، باور و عقیده بیرون بیاورد. این شد که قلم را به خدمت دوربین درآوردم، و دوربین را در دست گرفتم و کلام را از روی صفحه کاغذ به صفحه مانیتور منتقل نمودم. نه آنکه کار خاصی تا کنون کرده ام. اما همین تلاش ناقص و اندک که به همراه جمعی از بهترین دوستان هم دانشگاهیم در مرکز «آرمان» حاصل شد، تعالی زبان تصویر را نسبت به تمام زبانهای دیگر در همین زمان اندک برایم نمایان کرد.

وقتی از شعرگویی به وبلاگ نویسی رخت سفر بستم، هرچه بیشتر از دیار شعر فاصله گرفتم و جوششهای روزانه ی زمان شاعری به سروده های سالانه تبدیل شد. حال که از زبان نوشتن به زبان نمایش روی آورده ام، تکرار حوادث قبلی چندان دور از انتظار نیست. این شده است که بی عمر این روزها کم فروغ تر از روزهای چند سال گذشته است. گرچه هنوز نوشتن را بسیار دوست دارم و بارها پیش آمده که همچون گذشته سنگینی ای به سراغم آمده و خواسته ام بنویسم اما بدلیل اشتغالات دنیوی محروم از نوشتن شده ام.

جزئیات بیشتر این تحولات شخصی باشد برای رخصتی دیگر. اما علی الحساب با آنکه حرف بسیار دارم چه برای «بی عمر» و چه برای «سینمای استراتژیک» اما کمتر در این دو مجال قلم فرسایی میکنم. تا باشد که باز هم خداوند رحمان توفیق دست یازی به قلم را هر چه بیشتر نصیبمان کند.

راستی در ایام مبارک شعبان و برای حضرت صاحب الزمان چند بیتی پس از مدتها پشت هم ردیف شد که تقدیم می کنم:


ای آسمان ترین گذری از ستاره کن

بر سایه های مرده طلوعی دوباره کن


بازآ و دربیار سیاهی ز قدِّ ماه

بر قدِّ آسمان سحرت را قواره کن


ما دور از تو بوده و هستیم ای قریب!

درد فراق را به حضوری تو چاره کن


یوسف برادرانِ خطا رفته آمدند

با ما بیا و قحطیمان را تو چاره کن...

محمد صادق باطنی


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت   توسط محمد صادق باطنی | 

داستان از آنجایی شروع شد که عده ای پرمدعای منور الفکر، گوش فلک را از ادعاهایشان ناشنوا کردند که: «آآآآآآیییی ایها الناس! کجایید که مردیم از خفقان، هلاک شدیم از نداشتن آزادی بیان...»

و وقتی برایشان کف و سوت می زدند گوش فلک را باز بنواختند و فریاد زدند: «آآآآآآیییی ایها الناس! کجایید که این ریشوهای حزب اللهی هرچه می خواهند می گویند و همه سهم ما را از آزادی بیان به ملک خویش در آورده اند...»

و فحش دادند و فحش دادند و فحش دادند...

و همزمان بچه حزب اللهی های ریشو، نشسته بودند به تفسیر کلام منورالفکران هفت تیغ! که کجاست این آزادی بیان؟

***

کلیپ زیر را در «گروه آرمان» ساخته ایم برای گوش های کر آنان و گوشهای شنوای دوستان.

کلیپ زیر، نامش «فیلم حکومتی» است و سوالش این است که «کدام فیلم حکومتی است؟»

همچنین این کلیپ مزین شده است به اظهارات «وحید جلیلی»، «مسعود ده نمکی» و «محمدرضا شریفی نیا» که سوالاتی دارند از برنامه هفت، برنامه ای که دو جمعه قبل، جناب جیرانی در آن یک سویه فیلم «اخراجیها 3» را محصول رانت حکومتی تعلق گرفته به مسعود ده نمکی خواند و مسعود ده نمکی را به خاطر محکوم کردن فعل قاچاق فیلمش، محکوم کرد!

خودتان ببینید و قضاوت کنید که چه کسانی آزادی بیان دارند و بخاطر نداشتن آن فحش هم می دهند و چه کسانی آزادی بیان ندارند و بخاطر داشتن آن فحش هم می خورند...

مشاهده کلیپ:

برای مشاهده در یوتیوب >>اینجا<< را کلیک کنید.

برای مشاهده در فارس تی وی >>اینجا<< را کلیک کنید.

برای مشاهده و دریافت در فورشیر با کیفیت بالا (18MB) >>اینجا<< را کلیک کنید.

برای مشاهده و دریافت با حجم کم و مخصوص موبایل (8MB) >>اینجا<< را کلیک کنید.


پی نوشت: عرض شود که این کلیپ 7 دقیقه ای، پیش درآمدیست بر مستندی مفصلتر با موضوع دوپینگهای مکرر جریان نحیف الپیکر روشنفکری در موضوعات گوناگون، که انشالله تا آخر اردیبهشت آماده پخش می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اردیبهشت1390ساعت   توسط محمد صادق باطنی | 

پرده اول

شمشیر بالا می رود، خون بالا میرود، شمشیر پایین می آید، خون پایین می آید، شمشیر می رقصد و خون می لرزد، «شمر» قهرمان نبرد صفین است، برای علی و علیه معاویه می جنگد، شمر، یکه تاز نبرد حق علیه باطل است، آنها که نبرد جانانه اش را دیده اند، می گویند شمرِ علوی، تا مرز شهادت در راه امیرالمومنین رفت، گرچه از دیدن قرآن روی نی اندکی شک در دلش راه کرد، اما از خوارج نشد و به روی علی نهروان راه نیانداخت، شمر در صفین علوی بود و علوی جنگید...

شمشیر بالا می رود، خون پایین می آید، شمر قهرمان نبرد صفین است...

پرده دوم

شنیده است که حسین از مکه تا کربلا هم مسیر کاروان اوست، اما از آنجا که به دنبال دردسر نمی گردد و از دشمنی با یزید هراسان است، مسیر کاروان خود را از مسیر کاروان حسین جدا می کند تا در هیچ منزلگاهی با کاروان حسین همنشین نشود. «ظهیر» را با کاروان کربلا چه کار، وقتی می شود عمر را به تجارت دنیا سپری کرد، زهیر را چه به شهادت در راه حسین...

چند منزلی زهیر از کاروان حسین دوری می کند تا آنکه در نهایت در منزلگاهی این دو کاروان هم منزل می شوند...

زهیر درهم فرو رفته و در کنچ چادرش نشسته است، ناگهان پیکی از سپاه حسین می آید: «زهیر به چه نشسته ای که پسر فاطمه تو را به دیدار خویش فراخوانده است...»



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اسفند1389ساعت   توسط محمد صادق باطنی | 
اول- از زمینه سازی تا جرقه سازی!

همه چیز از آنجا شروع نشد که حکومت به گزینه های کاندیداتوری در انتخابات اجازه داد شش ماه قبل از انتخابات تبلیغات خود را شروع کنند، همه چیز از آنجا شروع نشد که حکومت همه افراد اصلی نام نوشته در انتخابات را تایید صلاحیت کرد، همه چیز از آنجا شروع نشد که حکومت اجازه داد که کاندیداهای انتخابات هرطور میخواهند راجع به دولت حاکم حرف بزنند و همه ادعاهای ضد دولتی آنها را از تلویزیون پخش کند، همه چیز از آنجا شروع نشد که حکومت به هرکس اجازه داد که کاندیدایی که بیشتر به آن احساس نزدیکی می کند را دوست داشته باشد و برای آن هر طور میخواهد تبلیغات کند، همه چیز از آنجا شروع نشد که حکومت اجازه داد مخالفان دولت، رنگی خاص را برای تبلیغات خود انتخاب کنند، همه چیز از آنجا شروع نشد که حکومت اجازه داد هواداران اصلیترین کاندیدای ضد دولت، در مهمترین خیابانها و میادین شهر به نفع کاندیدای خود و شدیدا علیه دولت حاکم جمع شوند و شعار بدهند و پایکوبی کنند و حتی گاهی برقصند و با ماشینهایشان بوق بزنند و خلاصه پارتیهای شبانه علیه دولت حاکم و به نفع کاندیدای ضد دولت مورد نظر خود راه بیاندازند، خلاصه اینکه همه چیز از آنجا شروع نشد که حکومت آب در آسیاب مخالفان خود بریزد و پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به آنها اجازه دهد هرطور می خواهند علیه دولت و حتی حکومت حرف بزنند و نظر بدهند و اعتراض کنند و تجمع و راهپیمایی کنند و میتینگ تبلیغاتی برگزار کنند و در دانشگاهها تریبون آزاد داشته باشند و...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 بهمن1389ساعت   توسط محمد صادق باطنی | 
برای دقایقی فرض می کنم ایرانی نیستم، بلکه یک مصری ام، خبری داغ از بی بی سی میشنوم که رهبر جنب و جوش سبز تهران نامه ای در حمایت از انقلاب مصر نوشته است، کنجکاو میشوم که ببینم قضیه چیست، میروم در فیس بوک و متن انگلیسی بیانیه موسوی را می خوانم:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 بهمن1389ساعت   توسط محمد صادق باطنی | 

از همان زمانی که آهسته آهسته دست بندهای سبز بر دستان دوستانمان پیدا شد، به آنها تذکر دادیم که این به اصطلاح جنبشِ به اصطلاح اعتراضی بر پایه احساسات شکل گرفته و جهت و آرمانِ ایجابی مشخصی ندارد ... گوش به حرفمان نکردند که نکردند.

هر چه به آنها گفتیم یک حرکت اجتماعی بایست ابتدا و انتهای مشخصی داشته باشد، نقشه راه داشته باشد، رهبر داشته باشد، مانیفست داشته باشد، اهداف کوتاه مدت و بلندمدت داشته باشد، وحدت کلمه ی ایجابی داشته باشد، اصالت داشته باشد، هویت داشته باشد ... هرچه گفتیم گوش به حرفمان نکردند که نکردند.

هرچه گفتیم، مسیری که برگزیده اید انتهایش شکست است، یاس است، ناامیدی است، حرکتتان موجی است، آن هم با طول موجی میرا، درخت موجتان بی ریشه است و احساسات آن را بوجود آورده، احساسات مثل باد است برای درخت، درخت آب می خواهد تا ریشه دهد، وگرنه وزش باد یک روز هست یک روز نیست، هر چه ما گفتیم گوش به حرفمان نکردند که نکردند.

هرچه گفتیم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آذر1389ساعت   توسط محمد صادق باطنی | 

اگر بالهای پروانه نمی لرزید!

ادوارد لورنتس می گوید: «آیا بال زدن پروانه ای در برزیل می تواند باعث ایجاد تندبادی در تگزاس شود؟» و این گفته وی از آن پس به «اثر پروانه ای» معروف شد...

***

سلام استاد گرامی، آقای دکتر شمس اللهی

بیان ناقصم فرزندگونه است و شکسته، به پدریِ خود، لسان ناتوانم را معذور بدارید از صراحت لهجه.

دوشنبه بود، رفته بودم سلف دانشگاه، یادم نمی آید ناهار چه بود، اما یادم می آید وقتی وارد سلف شدم، «آزادراه» را دیدم، دوهفته‌نامه بسیج شریف، مثل همیشه روی اولین میز سلف بود، یکی از نشریه ها را برداشتم، تیتر بزرگش را دیدم، نوشته بود «نامه دکتر شمس اللهی به آزاد راه»، پایینش هم عکس مستند «یزدان تفنگ ندارد را گذاشته بود»، عزمم جزم شد برای خواندن مطلب.
پس از مقدمه ای کوتاه، متن نوشته شده توسط شما شروع شد:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389ساعت   توسط محمد صادق باطنی | 

ای ابلهان متمدن! بوی گند تمدنتان سرتاپای دنیا را گرفته، قرآن ما را آتش زدید، تمام دنیایتان را آتش می زنیم.

ما برعکس شما چارپایان انسان نما، انجیل و تورات را آتش نمی زنیم، گرچه آنقدر عهد قدیم و جدیدتان را با خواب و خیالتان آغشته اید که دیگر چیزی از آنها برای آتش زدن باقی نمانده است! چیزی از آنها باقی نمانده است جز ترانه ای برای یکشنبه های کلیسایتان.

ما انجیل و تورات را نمی سوزانیم، چرا که ما فریب شما مسیحی نما ها را نمی خوریم و می دانیم که شما همان صهیونیستهای نقاب زده هستید و می خواهید در آب گل آلود دعوای مسیحی-مسلمان ماهی خود را از آب بیرون بکشید.

ما انجیل و تورات سوزی راه نمی اندازیم، چرا که شما ابلهان مدرن مدتهاست که آنها را به موزه های تاریختان سپرده اید. اصلا شما را چه به قرآن؟ شما را چه به انجیل؟ شما را چه به تورات؟ شما بهتر است برای همان هری پاترتان صفهای چند صد کیلومتری بکشید!

ما انجیل و تورات را نمی سوزانیم، چرا که می دانیم اگر انجیل، انجیل بود و تورات، تورات، آن وقت آن انجیل و تورات حقیقی به شما اجازه چنین گستاخی کثیفی را نمی داد و آنوقت بود که شما انجیل و تورات حقیقی را  نیز می سوزاندید.

ما انجیل و تورات را نمی سوزانیم، ما آنچه را می سوزانیم که به شما حق می دهد برای تمام کثافتکاریهایتان.

ما اعلامیه حقوق بشر را می سوزانیم، همان اعلامیه ای که به شما حق می دهد قرآن ما را بسوزانید.

ما اعلامیه حقوق بشری را می سوزانیم که به شما حق می دهد در راستای آزادی بیان از پیامبر ما کاریکاتور بکشید و بعد آن زنیکه آلمانی به آن کاریکاتوریستِ شلوار قرمزی جایزه آزادی بیان و حقوق بشر بدهد!

ما اعلامیه حقوق بشری را می سوزانیم که به شما حق می دهد درهای دانشگاههای مدرنتان را به روی خواهران محجبه ما ببندید و این می شود که چند حیوان مدرن، می شوند محصول دانشگاههای مدرنتان که اوج فهمشان از مشکلات جهان می شود سوزاندن قرآن!

ما اعلامیه حقوق بشری را می سوزانیم که از حقوق همجنسبازان حمایت می کند، اصلا بزرگترین توجیه کثافتکاریهای حیوانهای همجنسباز است برای مظلوم نمایی خود. همجنسبازانی که مثل صهیونیستها، آنها هم خودشان را قربانی هولوکاست می دانند و خود را محق در برخورداری از حقوق بشر!

......

+ این مطلب در گرداب

+ این مطلب در صفحه اول روزنامه وطن امروز 28 شهریور


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 شهریور1389ساعت   توسط محمد صادق باطنی | 

این 10 بند درد دل را به بهانه برنامه راز شنبه 13 مرداد نگاشته ام، برنامه ای که یک سوی آن دکتر حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی بود و سوی دیگر آن نادر طالب زاده، بیژن نوباوه، محمد حسین جعفریان و یک کارشناس متعهد فرهنگی دیگر. برنامه ای که اختصاص داشت به پرسش و پاسخ با وزیر فرهنگی که رسالتش متصدی گری فرهنگ در جمهوری اسلامی است و ارشاد اسلامی امور فرهنگی، راستش را بخواهید چون نزدیک سحر به نگارش این نوشتار مشغول هستم دیگر خیلی با کلمات بازی نکردم و کلام خود را صریح و شفاف بیان کردم و امیدوارم به درد دلی که در ادامه آمده است به چشم نقدی از سر تعهد نگاه شود، نه سیاه نمایی و درشت نماییِ عیوب:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 شهریور1389ساعت   توسط محمد صادق باطنی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هرکدام از کلماتی که اینجا می نویسم «پاره ای از بودن من است» نه علمیات است نه عقلیات، که عصاره های هستی من است در زیر این سنگ له کننده عصاریِ زمانه، این خرّاس بیرحمی که با پوز بسته و چشم بسته اش، بر روح و مغز و اعصابم میگردد و میگردد و میگردد و در پایان شب به همانجا می رسد که در آغاز روز از آنجا راه افتاده بود. و در این «پوچی دوّار» این «خر» سفری در پیش ندارد و این سنگ راه به جایی نمی برد. و غایتی هم اگر هست همین پاره هایی است که از ما می ماند در زیر دست و پای این شب و روزی که بر ما می گذرد و این داستان تکراری «عمر» نام دارد.
(دکتر شریعتی-مقدمه کویر)
---------------------------------------------
«بی عمر» زنده ام من و این بس عجب مدار...
روز فراق را که نهد در شمار عمر ...

پیوندهای روزانه
گفتگوی محمدصادق باطنی با «برهان» در مورد انحلال خانه سینما
سخنان آیه الله جوادی آملی به عوامل سریال حضرت محمد (ص)
ازاشک‌تمساح‎برای پناهی‎تااخراج کارگردان‎دانمارکی‎به دلیل انتقاد ازاسرائیل
جواني كه با ديدن مختارنامه شيعه شد
انتخاب هسته اصلی قرارگاه عمار
تظاهرات‌خونين ضدامريكايي مقابل‌دفتر سازمان‌ملل در مزار شريف+ عكس
مشروح ‏‏بيانات رهبر معظم ‏انقلاب ‏حرم ‏‏رضوي
گفتگوی تفصیلی با دکتر فواد ایزدی/ بخش دوم
گفتگوی تفصیلی با دکتر فواد ایزدی بخش اول
تصاویر تکان دهنده از جنایات وهابی ها در بحرین + ویدئو
9 دروغ سياست خارجي آمريكا
تصاویر جالب: قذافى در گذر زمان
گفتگو با هلباوی، عضو ارشد اخوان امسلمین
رفتارشناسی کشتار شیعیان در بحرین + تصاویر
سخنان دبیركل اتحادیه دانشگاه‌های جهان اسلام در محضر رهبر انقلاب
انعکاس، پادکست صوتی راجع به ارتباط انقلاب ایران و مصر
متن کامل خطبه‌های نماز جمعه 15 بهمن رهبری + ترجمه خطبه عربی
سخنان برخی از اندیشمندان اسلامی در دیدار با رهبری
صوت: ديدار شركت‌كنندگان در كنفرانس بين‌المللی وحدت با رهبری
ناوهاي نظامي ايران وارد كانال سوئز شدند/ فیلم
نگاهي به ساختار سياسي در بحرين
ورود ماموران امنيتي‌ سعودي به شهر قطيف براي جلوگيري از تظاهرات
امام موسی صدر هنوز زنده است
روز به روز و ساعت به ساعت امیدهایمان بیشتر می‌شود + تصاویر
فیلم حمله بسیجیان به خانه کروبی!

عضو ارشد اخوان المسلمین: از امام خامنه‌ای تشکر می‌کنیم +فیلم
مشروح سخنراني سيدحسن نصرالله درباره انقلاب مصر
پخش اعتراض های مردمی در آمریکا سانسور می‌شود
نظر کاربران الجزیره درباره واکنش ابوالغیط به اظهارات رهبر انقلاب
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1390
تیر 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
آذر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آرشیو موضوعی
سروده های شخصی
به دنبال چه میگردیم؟
مناظره های بی عمر
حافظ شیرازی
دین و اندیشه
دل نوشته ها
فیلم و سینما
اجتماعی
سیاسی
غزه
پیوندها
سینمای استراتژیک/یادداشتهای سینماییِ بی عمر
English bi-omr
---------------------------------
.::هم پیالگان::.
واژگون/محمد الیاس قنبری
سخت گیر/محمد باقرشاهی
من بی او/نیما عباسی
روزنک/محمد ارباب شیرانی
باغ آبگینه/احسان ابراهیمی
شاید روزی بنده ی خدا/محمد شفیعی
بی دل/نوید فتح الله زاده
هجران/محمد مهدی ولوی
---------------------------------
.::هم دانشگاهیان::.
صادق امروز/محمد صادق کریمی
سوتک/محمد حسین بادامچی
نظر سوم/چند دانشجوی شریف
وادی/جواد درویش
آنالیزور
دست خط/روح اله سلیمانی
طاماتیان/مصطفی رضوانی
نا آرام/عباس عسگری
جام تهی بازار/پوریا علیمردانی
پشت هیچستان/نوید ادهم
به امید دوست/علیرضا خداکرم زاده
مهاجر/سیدحسین قریشی
بزرگوار/مهدی جعفری
مَجاااز
پیاده روی/سید حسین غفوری
محسن بهرامی
مرز اندیشه/سینا عزیزی
شرح شکن/حمید عظیمی
سلام/حسین کامکار
کهف/ طه رضا نیرهدی
آزادراه/ نشریه دانشجویی بسیج شریف
---------------------------------
.::هم سنگران::.
پلخمون/سید محمد جواد میری
جسد زنده/محسن بانژاد
خصوصی نیست!/سجاد صفار هرندی
قطعه 26/جسین قدیانی
آهستان/امید حسینی
النصر آت آت آت/محمد قادم
صدایی که رساست/عدالتخواه
مدرسه ما/دانشطلب
چشم-زخم/شعرهای محمدمهدی سیار
اکینانیوز! قول خبری ایران!
آشتی ملی/سامان
خبرسازان 88/ حامد کشاورز
آیات غمزه/احسان کاوه
خاکریزیسم/سید مصطفی میرمحمدی
حق یک بچه مسلمون
بچه های قلم
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر
مبارز کلیپ
پوست کلفت/ محمد قمی
نادرترین غزل/مجتبی نادری
پایگاه خبری تحلیلی حق نیوز
سحریار
بزن بزن/آرش کیانی
نقد فرهنگ/شهاب اسفندیاری
جانم فدای رهبر
یادداشتهای یک ناراضی/فرزاد
رمز عبور/احسان
هندوانه سرباز/ رضا فروزش
هنر و ادبیات انقلاب اسلامی/ امید
دوئل/گرافیست ارزشی
یاعلی جان/علی
ابوذر/محمد ابراهیم
ذوالفِقار/علیرضا ذوالفقار
مجتبی شفاعی
سلمان/مهدی
کتابخانه در گردش
ردپایی از قلم
هرمس
اینجا ایران است/احمد کارآمد
---------------------------------
.::هم لینک کنندگان::.
سفر/ابراهیمی
چشم و چراغ/خانم قدیانی
پویا اندیش
رضا ستاری
---------------------------------
.::چهره ها::.
عشق علیه السلام/علیرضا غزوه
املت دسته دار/ناصر فیض
سالهای تاکنون/عبدالجبار کاکایی
به این ترتیب/طنزهای امید مهدی نژاد
مهیار شادروان/ استاد آواز سنتی
یادداشت های یک خبرنگار/کامران نجف زاده
اتاق شیشه ای یک خبرنگار/حسین رنجبران
خبرنگار مسلمان/حامد طالبی
مسعود ده نمکی
فرج الله سلحشور
دکتر سعید زیبا کلام
کاریکاتورهای مازیار بیژنی
آب و آتش/تقی دژاکام
---------------------------------
.::پایگاهها::.
پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
یادداشتهای شخصی محمود احمدی نژاد
دکتر حسن عباسی
حمید رسایی
دکتر مهدی کوچک زاده
وب نوشته ها/محمد علی ابطحی
آینده/عباس عبدی
---------------------------------
.::خبرگزاریها::.
وبلاگ نیوز
تریبون
طلبه بلاگ
نقدنیوز
الف
عصر ایران
جهان نیوز
ایسنا
ایلنا
ایرنا
مهر
واحد مرکزی خبر
خبرنامه دانشجویان ایران
فردا نیوز
فارس
رجا نیوز
تابناک
البرز نیوز
عبرت
جالب نیوز
ثانیه نیوز
شیعه نیوز
برنا نیوز
آریا نیوز
بازتاب آنلاین
انصار نیوز
قدس
مقاومت اسلامی لبنان
مدیا نیوز
کابُل پرس!
کتاب نیوز
پیمانه اقتصاد ایران
سینمای ما
نود
---------------------------------
.::روزنامه ها::.
جام جم
اطلاعات
کیهان
رسالت
ایران
جوان
وطن امروز
سیاست روز
تهران امروز
پرتو
صبح صادق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

EmamHadi