تبليغاتX
بی عمر
بی عمر

...ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر...بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر...

صورت مسئله: «واقعه غزه بار دیگر پرده از انفعال دیپلماسی بین المللی ایران برداشت. این واقعه به خوبی نشان داد که ایران در حل معادلات پیچیده منطقه عملا ایفاگر هیچ نقش تأثیرگذاری نیست.سیاستهای خارجی 3سال گذشته دولت نهم مخصوصا در مسئله انرژی هسته ای و بحث نابودی اسرائیل منجر به از بین رفتن هرگونه رابطه سازنده بین ایران و بسیاری از کشورهای تأثیرگذار اروپا و اعراب خاورمیانه شده است که این عامل باعث فرصت سوزی در بحران غزه شده و ایران عملا نتوانسته است هیچ گام تأثیرگذاری برای رفع این بحران در منطقه برداشته و خود نیز از این واقعه نفعِ دیپلماتیکی ببرد!»

تعریف دیپلماسی از بیان اعراب سازش پذیر!

مسائل آورده شده در بالا بخشهایی از جنگ روانی جدیدی است که این روزها مخالفان دولت نهم برای ضعیف نشان دادن دیپلماسی این دولت و گاه برای ناکارآمد جلوه دادن سیاستهای کلی نظام پیرامون مسائل بین المللی بر آنها تأکید می کنند. برای نمونه می توانید مقاله فردانیوز و یا مقاله دکتر صادق زیباکلام را بخوانید. در ادامه با محوریت این دو مقاله به نقد و بررسی این دیدگاههای نه چندان نوظهور می پردازیم.


>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<
نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1387ساعت توسط محمد صادق باطنی| |

غزه از دیدگاه کاریکاتور:

نقشه غزه

۱)                       بدون شرح...


>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<
نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت توسط محمد صادق باطنی| |

دیدگاهی که راجع به چگونگی رابطه ایران و حماس در نوشته زیر آورده شده برایم جالب بود، نظری که تقریبا در مقابل نظرات مقالات قبلی(که از سمع و نظرتان گذشت) قرار می گیرد. شما هم بخوانید ببینید با من هم نظرید؟!

مقاله نيوامريکا درباره ارتباط ايران و دولت فلسطين - پنجشنبه 19 دی 1387 [2009.01.08]


مناقشه اسرائيل و حماس نشاني از جنگ ميان اسرائيل و ايران ندارد. اين افسانه اي است که در دوره زمامداري بوش ‏شکل گرفته و اکنون با طرفداراني، در اذهان جاي گرفته است.

اين درست است که ايران با وضعيت حماس هماهنگي دارد، خصوصاً زمانيکه اکثريت آرا براي تشکيل دولت در ‏انتخابات سال 2006 را بدست آورد و اين انتخابات مورد حمايت آمريکا نيز قرار گرفت. اما پس از آن، دولت جديد با ‏مخالفت اسرائيل و آمريکا روبرو شد و تحريم اقتصادي، فلسطين را به ورطه بحران اقتصادي کشاند. همان موقع بود که ‏ايران تأمين کمک براي حماس را در دستور کار قرار داد. ‏

با اينحال، تحليلگران اسرائيل و آمريکا مي خواهند دنيا بپذيرد که حماس درصورت بهره مند نشدن از حمايت هاي ‏ايران، قادر به حمله عليه اسرائيل نبود. همانطور که جورج جوفي از مرکز مطالعات بين المللي کمبريج در مصاحبه ‏سال 2006 با راديو اروپاي آزاد و راديو آزادي گفت: "دولت اسرائيل ايران را متهم مي کند که به صورت غير مستقيم ‏و از طريق حزب الله لبنان، سعي در کنترل اوضاع در داخل محدوده اشغالي دارد و اتهامات ديگري نيز دربارۀ دخالت ‏آن کشور در برخي اقدامات خشونت آميز تر وارد شده است؛ هرچند هيچ مدرکي براي اثبات ارائه نشده است. به نظر ‏من اين ادعاها، بيشتر از جنس تبليغات هستند و فاقد ارزش واقعي اند."‏...


>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<
نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت توسط محمد صادق باطنی| |

پيشنهاد ساندي تايمز به اسرائيل ‏ - دوشنبه 16 دی 1387 [2009.01.05]

شدت عمل در برابر ايران و حماس

پس از گذشت يک هفته از حملات هوايي اسرائيل به حماس در نوار غزه و حملات موشکي فلسطينيان به شهرهاي ‏جنوبي اسرائيل، فرماندهان نظامي اسرائيل بر سر دو راهي قرار گرفته اند. آنها مجبور بودند تصميم بگيرند يا دست به ‏يک حملۀ زميني بزنند و يا به ختم غائله رضايت دهند و يک راه ديپلماتيک آبرومند پيدا کنند.‏فاشیسم اسرائیل

به نظر من(نگارنده ی مقاله) اسرائيل حق دارد با انجام حملات زميني در بخش هاي متعدد غزه پيشروي کند تا حماس را به زانو درآورد و ‏در نهايت با اشغال نواحي مرزي براي هميشه، اراده و توانايي آن را براي پرتاب موشک به اسرائيل نابود کند[!].‏

اما آنچه که از اهميت ويژه اي برخوردار است اين است که اسرائيل با مجموع تهديدهاي دشوار کوتاه مدت و ميان مدت ‏روبروست. در شرق اين کشور، ايران در حال پيشرفت پروژۀ هسته اي خود است که به اعتقاد بسياري از اسرائيلي ها ‏و اکثر منابع اطلاعاتي جهان با هدف ساخت سلاح هاي اتمي طراحي شده است. اين واقعيت که احمدي نژاد رئيس ‏جمهوري ايران به کرّات اسرائيل را تهديد به نابودي کرده، باعث پريشان خاطري عميق اسرائيلي ها شده است.

در سال آينده يا سال هاي بعد، اگر جامعۀ جهاني به منظور توقف برنامۀ هسته اي ايران از طريق ديپلماسي و تحريم ‏هاي اقتصادي با اين کشور مقابله نکند، آن وقت آمريکا يا اسرائيل ناگزير خواهد بود به تأسيسات هسته اي ايران حمله کند ‏و آنها را نابود نمايد[!]...


>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<
نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت توسط محمد صادق باطنی| |

در این نوشته و در نوشته ی بعدی گزیده ای از ترجمه مقالاتی را برایتان خواهم نوشت که این روزها روزنامه های امریکایی علیه حماس و جهاد اسلامی و(به قول خودشان) اسلام تندرو و در دفاع از رژیم صهیونیستی و حملاتش به اراضیِ هنوز اشغال نشده فلسطین می نویسند. اگر شما فرمایشی در راستای فرمایشات این روزنامه ها دارید در بخش فرمایشات بنویسید، اما من در این باره هیچ نمی خواهم بگویم. فقط به گفتن این چند جمله بسنده می کنم که افتخار می کنم امروز در کشوری زندگی می کنم که تنها کشوریست در جهان که امریکا و اسرائیل و هم پیمانانشان از همه چیز آن به شدت واهمه دارند و خیال خام نابودی کامل آن را در سر می پرورانند و به آنها می گویم: از ما بترسید و در این ترس بمیرید!

مقاله اي از لس آنجلس تايمز - دوشنبه 16 دی 1387 [2009.01.05]

در غزه دشمن واقعي ايران است

تصاويري که از جنگ در غزه مي بينيم، دلخراش اما در نهايت فريبنده است. اين تصاوير ارتش قدرتمندي را نشان مي ‏دهد که به جت هاي اف 16 مجهز است و مردم عادي را بمباران مي کند که هزاران جنگجويي که سلاحشان ابتدايي ‏است و به راکت مجهز هستند، از آنها دفاع مي کنند. اما اگر لنز دوربين را باز کنيم، واقعيت اصلي اين مناقشه را در ‏خواهيم ديد. حماس هم مثل حزب الله لبنان نماينده دشمن اصلي اسرائيل است: ايران...


>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<
نوشته شده در پنجشنبه 19 دی1387ساعت توسط محمد صادق باطنی| |

سید حسن نصراللهTzipi Livniسید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان: جنگِ امروز تنها جنگ غزه و رژیم صهیونیستی نیست، جنگ امروز، جنگ تمام حق در مقابل تمام باطل است.

تزیپی لیونی(Tzipi Livni) وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی: جنگ امروز تنها جنگ بین اسرائیل و تروریسم نیست، بلکه جنگ بین ارزشها و ضد ارزشهاست.

در جوامع بشری همواره اختلافهای گوناگون و فراوانی در زمینه های مختلف وجود داشته است. از همین روست که خدای خالق انسان در آیه ی 14 سوره نوح فرموده:«و قد خلقکم اطواراً»(براستی که ما شما را گوناگون آفریدیم). اختلاف عقیده اتفاقی تازه نیست و قدمتی به اندازه طول تاریخ بشریت دارد. اما با وجود تمام این اختلافات نسل بشر توانسته است تا امروز به بقای خود ادامه داده و هر روز نسل خود را گسترش دهد و هرجا هم که اختلافاتی وجود داشته است انسانها گاهی با همفکری و گفتگو و گاهی با جدل و مشاجره یا به نقطه ای مشترک رسیده اند و یا بدون رسیدن به نقطه ای مشترک با هم صلح کرده و در کنار هم بصورت مسالمت آمیز زندگی را ادامه داده اند. اما گاهی هم این بحث یا جدل پیرامون این اختلافات منتج به نتیجه ای مسالمت آمیز نشده است و طرفین توان کنار آمدن با عقاید و سلایق مخالف یکدیگر را نداشته اند و در نتیجه بین دو جبهه مخالف پدیده ای به نام جنگ رخ داده است.

اساساً اختلاف، مقوله ای است نسبی که از اختلافهای سلیقه ای و سطحی شروع و به اختلافهای عقیدتی و ایدئولوژیک ختم می شود. اوج اختلاف، ضدیّت و دشمنی نامیده می شود. مثلا تفکرات غیر دینی داریم و تفکرات ضد دینی، یا مثلا تشیع و تسنن مخالف یکدیگرند ولی تشیع و وهابیت ضد یکدیگر.

اولین راه حل برای حل اختلافات، مذاکره و گفتگوست ولی اصولا وقتی دو گروه مخالف می توانند با هم بر سر میز مذاکره بنشینند که مشترکاتی هر چند کم با یکدیگر داشته باشند. اما وقتی مبانی و مشترکات طرفین در ضدیت کامل قرار داشته باشند پر واضح است که گفتگو هیچیک از طرفین را به نقطه ای مشخص و مشترک نرسانده و جز بیراهه و تو درتویی بی انتها چیز دیگری برایشان حاصل نخواهد کرد. حال باید چه کرد؟ چگونه بایست در کنار کسی زیست که ارزشهای بدیهی ما برای او ضد ارزش است و بالعکس؟ آیا اصلا بایست در کنار این موجود (که دشمن نامیده می شود) زندگی کرد؟ گفتگو، تحمل و سکوت، جنگ، کدامیک راه تعاملِ با اوست؟

با توجه به دلایلی که آورده شد مشخص است که گفتگو ابلهانه ترین و بی فایده ترین راه است. می ماند دو گزینه دیگر. جنگ یا سکوت! دو تفکر ضد و دشمن که در کنار هم قرار می گیرند همچون دو مخرنِ انبوه از بنزین می باشند. تا زمانی که جرقه ای بینشان رد و بدل نشود هر دو در سلامت کامل به سر می برند، اما به محض پدید آمدن اولین جرقه، انفجاری عظیم رخ خواهد داد که آتش آن بدین آسانیها خاموش نخواهد شد. تا زمانی که یک تفکر، خطری برای تفکر دشمن خود به شمار نیاید می توان به گزینه سکوت و تحمل و تعاملِ دو جانبه فکر کرد. اما زمانیکه حضور یک ایدئولوژی و رفتار یک گروه، خطری دائمی برای گروه ضد و مقابل خود باشد، دیگر نه تحمل معنا دارد و نه گفتگو، اینجاست که ایدئولوژیها و تئوریها پایان می پذیرد و شیپورهای جنگ به صدا در می آیند.

رژیم صهیونیستی و اساسا تفکرات فراماسونری خطری دائم برای اسلام و تفکرات الهی می باشند و از طرفی دیگر اسلام و گروههای مجاهد آن همچون حزب الله، حماس و سپاه خطری دائمی برای صاحبان تفکرات مادی محسوب می شوند. پس تنها راه، جنگ خواهد بود. جنگی پایدار تا نابودی کامل یکی از طرفین.

شاید چیزی که این روزها بایست تعجب برانگیز باشد صلح و گفتگوی تمدنهاست آن هم صلحی پایدار و گفتگویی اثربخش!!! امروز می توان جهان را به سه دسته کلی تقسیم کرد:

1- مسلمانان و مخالفان رژیم صهیونیستی، 2- فراماسونها و مدافعان رژیم صهیونیستی، 3- بعضی از اعراب!!!

امیر قطر و محمود احمدی نژادامیر قطر و تزیپی لیونی

 

 

 

 

 

نبرد نهایی حق و باطل در پیش است. آرماگدونِ صهیونیستهای مسیحی یا همان قرقیسیای مسلمانان قریب الوقوع است. حال باید دید مسیح، صهیونیستها را نجات خواهد داد یا مهدی، بشریت را!

الیس الصبح بقریب؟...

نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت توسط محمد صادق باطنی| |

می خواستم شب کریسمس و همچنین ایام محرم و شروع سال نوی قمری را به خیلی از دوستان و سران عرب تبریک بگویم! در حال جمله بندی بودم که به یاد شعر زیبای فاضل نظری افتادم. دیدم شاید بهترین پیام تبریک برای موفقیتهای این روزهای این عزیزان باشد و مرتبط با موضوعات روز دنیا. با احترام تقدیم به همه ی مزدوران عرب!:

  از باغ می برند چراغانی ات کنند

تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

 

پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار

تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

 

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می برند که زندانی ات کنند

 

ای گل گمان مبر به شب جشن می روی

شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

 

یک نقطه بیش فرق "رحیم" و "رجیم" نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

 

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند

ضمنا حتما لینک ستون سمت چپ که مربوط به تحصن دیشب دانشجویان در مقابل دفتر حافظ منافع مصر هست را بخوانید، گزارش کاملی از این تحصن اعتراض آمیز در این لینک آمده است. سر فرصت من هم حتما از مشاهدات شب گذشته خود از این درگیری ها برایتان خواهم نوشت. همچنین می خواستم مطلبی راجع به مسیحیت بنویسم که آن را هم به زمانی دیگر موکول می کنم. خلاصه منتظر پیامهای بعدی ما باشید!

نوشته شده در چهارشنبه 11 دی1387ساعت توسط محمد صادق باطنی| |

سه و پنج!

یکی دو دوتای تو

یکی دو دوتای من...

می بینی

         حتی دو دوتایمان هم

                              گاهی فرق می کند.

اما نگران نباش!

میانگینمان چهار است،

                         گاهی

                           با میانگین هم می شود

                                                 خوب زندگی کرد...

نوشته شده در پنجشنبه 5 دی1387ساعت توسط محمد صادق باطنی| |

ساعتِ نرم، هنوز هم بیدار نشده است!

یادم می آید یکی از معلمهایم می گفت: «خاصیت زمان این است که وقتی از پایین به بالای آن می نگری بسیار دور و دیرگذر به نظر می رسد ولی وقتی از بالا به پایین نگاهش می کنی بسیار نزدیک است و زودگذر.» انصافا هم حرف درستی است. هر وقت در حال دست و پنجه نرم کردن با یکی از مشکلات روز مره مان هستیم، اصلا انگار زمان ایستاده و نمی گذرد، اما وقتی روز بعد به مشکل دیروزمان می نگریم، یا از آن بدتر، وقتی سال بعد به دردهای سال گذشته مان نگاه می کنیم، انگار مثل برق و باد همه چیز گذشته است. نمونه اش هم همین وبلاگ من، الان من آرشیو دارم، آرشیو آذر ماه! به همین زودی یک ماه گذشت.ساعت نرم!

اما چند وقتی است زمان برایم نمی گذرد. امشب وقتی برگشتم و خاطرات هفت ماه گذشته ام را مرور کردم دیگر احساسم مانند گذشته نبود، این بار وقتی از بالا هم به پایین نگاه می کردم، زمان برایم همان قدر طولانی می نمود که وقتی از پایین به بالا. احساس می کنم که این چند وقت برایم به اندازه یک عمر گذشته است، طولانی تر از همیشه...

به دلیلش فکر کردم که چه بلایی سرم آمده است؟ چه اتفاقی بر من گذشته که اینطور زمان برایم ثابت و دیرگذر شده است؟ گویا پاره های گوشتم میانِ عقربه های زمان گیر کرده اند و نمی گذارند حرکت کند...

نمی دانم، اما شاید مهمترین دلیل این سختی، انتظار است، انتظاری جان فرسا و کشنده برای رویایی مه آلود! یا شاید هم دلیلش بوته های آتشینِ آزمایشهای سختی است که خدایم خواسته من در آنها بسوزم و هنوز هم این سوختن ادامه داشته باشد... چقدر این زمان برایم سخت می گذرد...

راستی! ساعت نرم که یادتان هست؟ ـ همان ساعتی که شعری برایش گفته بودم و در مطلب دومم برایتان آورده بودم ـ چند وقتی است خاک رویش را گرفته است، دیگر دارد نگرانم می کند. برایش دعا کنید! هنوز هم بیدار نشده است...

نوشته شده در سه شنبه 3 دی1387ساعت توسط محمد صادق باطنی| |