تبليغاتX
بی عمر
بی عمر

...ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر...بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر...

۲۸ اسفند بالاخره صاحب خانه گرامی خبر داد که توانسته پولمان را جور کند، همان شب تصمیم گرفتیم که قبل از شروع سال جدید رهسپار خانه جدیدمان شویم. در نتیجه در یک روز و نیم باقیمانده تا سال تحویل تمامی اسباب خانه را جمع کردیم و نهایتا ساعت ۱۱ صبح ۳۰ اسفند رسما رهسپار خانه جدیدمان شدیم. اما چه رهسپار شدنی! می گویند که استاندارد اسباب کشی ۲هفته جمع کردن و دو هفته پهن کردن است. حالا شما حساب کنید در یک روز و نیم به اندازه دوتا کامیون بار جمع کردن آن هم دست تنها چه بلایی ممکن است سر انسان بیاورد. خلاصه اینکه سال تحویل امسال بار به دوش بودیمو هنوز هم هر از گاهی باری از جایی به جایی منتقل می کنیم و فقط امیدواریم این وضعیت تا آخر سال طول نکشد! تازه می فهمم که وقتی می گویند سه بار اسباب کشی معادل یکبار آتش سوزی است یعنی چه!

و اما بعد...


>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<
نوشته شده در یکشنبه 23 فروردین1388ساعت توسط محمد صادق باطنی| |

 هر سو که رَوم یادِ تو همراه من است                 اما چه کنم که سوی دلخواهِ من است!

هر کار که می کنـم مهم نیست ولـی                 تصـویر تو بَک گِــــراندِ همراه من است!!!

محمد صادق - ۱۲ فروردین ۸۸

نوشته شده در پنجشنبه 13 فروردین1388ساعت توسط محمد صادق باطنی| |

دقیقه 50:

مجری: نتیجه همچنان صفر صفر مساویه، برتری نسبی با بچه های ما هستش.

علی دایی به کنار زمین می آد و بچه ها رو به جلو فرا می خونه.

شاید حضور هاشمیان با تجربه بتونه قفل دروازه عربستان رو باز بکنه...

تماشاگران(یک صدا): یالّـــااا یالّـــا... ما گل می خوایم یالّـــا...؛ علـــــیــــِـِ دایی... علـــــیــــِـِ دایی...

دقیقه 60:

مجری: حالا از یک سوم دفاعی عربستان شجاعی حرکت میکنه، یه پاس خوب برای خلعتبری، سرعت خلعت بری رو نگا کنید فرار میکنه از سمت چپ، عالی، یه نفر رو جا میذاره، حســــین خلعتبری، پاس عالی به حسین شجاعی، و شجاعی می شوته، و توی دروازه، توی دروازه، گــــــــــــــــــــــــــــل.........گــــــــــــــــــــــــل........

ورزشگاه منفجر میشه، حتما شما بیننده ها هم در منازلتون به وجد اومدیــــــد....

فقط امیدواریم بچه ها بتونن این پیروزی را تا پایان حفظ کنن، بچه ها با این پیروزی میتونن خودشون رو عازم جام جهانی بدونن...

تماشاگران(یک صدا): بازم مثل همیشه، ایران برنده میشه...؛ علـــــیــــِـِ   دایی... علـــــیــــِـِ   دایی...؛ علـــــیــــِـِ   دایی... علـــــیــــِـِ   دایی...

دقیقه 65:

مجری: ایران همچنان با یک گل از حریف خودش پیش هست، نگاه کنین چه حرصی میخوره مربی عربستان، دائما کنار زمین در حال فریاد کشیدن سربچه های تیمش هست...

حالا با این دو تعویض احتمالا میخواد نحوه بازی تیمش رو عوض کنه، اما علی دایی خوشحال از پیروزی که بدست آورده روی نیمکت نشسته و کار بچه هاشو نظاره میکنه...

بچه ها هم دائما مصدوم میشن! امیدواریم هیچ مشکلی براشون پیش نیاد...

تماشاگران(یک صدا تر): علـــــیــــِـِ   دایی... علـــــیــــِـِ   دایی...؛ علـــــیــــِـِ   دایی... علـــــیــــِـِ   دایی...؛ علـــــیــــِـِ   دایی... علـــــیــــِـِ   دایی...

دقیقه 70:

مجری: حالا بازیکنان عربستان، میرسونن به محمد نور، بازی ساز عربستان، پشت محوطه جریمه، پاس تو عمق، کعبی نمیرسه، وووووو..........، توی دروازه...

دفاع ما خوب کار نکرد رو این صحنه، گل بدی بود، خیلی ساده گل خوردیم، سکوت ورزشگاه رو فرا میگیره...

علی دایی بازیکناش رو به جلو فرا میخونه، ورود معدنچی شاید بتونه نیروی تهاجمی ما رو بیشتر کنه...

تماشاگران (بعد از 4-5 دقیقه سکوت و به صورت پراکنده): یالّـــااا یالّـــا... ما گل می خوایم یالّـــا...؛ یالّـــااا یالّـــا... ما گل می خوایم یالّـــا...

دقیقه 80:

مجری:حالا روی اشتباه بچه های ما یک موقعیت مسلم برای عربستان بدست میاد، ووووو... هادی عقیلی عالی کار میکنه و توپ رو به کرنر میفرسته،

بازیکن عربستان توپ رو میکّاره روی نقطه کرنر، میفرسته روی دروازه، ووووووووووووو...................

(چند ثانیه سکوتِ مجری) اشکال نداره ما هنوز 10 دقیقه فرصت داریم، این مدت زمان خوبیه برای برگشتن به بازی و فرار از شکست، ما میتونیم دوباره امیدهامون رو برگشته ببینیم...

تماشاگران: (در سکوت محض به سر می برند)

دقیقه 85:

مجری: علی دایی رو ببینید، [رنگ به چهره نداره، روی نیمکت خشک شده، اصلا انگار مرده]، همه مربیها و نیمکت نشینهای تیم هم به همین ترتیب، از جاشون تکون نمیخورن... اما مربیه عربستان رو مشاهده کنید که دائما با بازیکنانش حرف میزنه و میخواد این پیروزی با ارزش رو حفظ کنه، اونها با این پیروزی ای که بدست آوردن جای ما رو در جدول میگیرن و ما به رتبه چهارم سقوط میکنیم...

اما ما همچنان فرصت داریم، امیدواریم تماشاچیها با تشویقهاشون باز هم به بچه ها امید بدن...

تماشاگران(به صورت پراکنده): دا   ئی  حیاکن، تیم ملیرو   رها کن، دا   ئی  حیاکن، تیم ملیرو   رها کن...

دقیقه 95:

مجری: ما با این شکست کارمون برای صعود خیلی سخت میشه، بچه ها بسیار سرد و نا امید کننده بازی میکنن، تماشاگران هم یا دارن ورزشگاه رو ترک میکنن یا ساکت نشستن [و یا دارن بدو بیراه میگن به مربیا و بازیکنای تیم ملی]، [معلوم نیست علی دایی چه بلایی سرش اومده که اینطور روی صندلی خشکش زده]...

بله، این هم سوت پایان بازی، ما این بازی رو با نتیجه دو بر یک باختیم تا امیدهامون برای صعود کمرنگ بشه و...

تماشاگران: دا   ئی  حیاکن، تیم ملیرو   رها کن، دا   ئی  حیاکن، تیم ملیرو   رها کن، دا   ئی  حیاکن، تیم ملیرو   رها کن...

علـــــیــــِـِ   کریمی... علـــــیــــِـِ   کریمی...، علـــــیــــِـِ   کریمی... علـــــیــــِـِ   کریمی...، علـــــیــــِـِ   کریمی... علـــــیــــِـِ   کریمی!!!......


اما دو نتیجه گیری اخلاقی در راستای پند گرفتن از یک شکست:

1- وقتی یک-هیچ جلو میفتید خونسردی خود را حفظ کنید و کاملا امیدوار شوید که به مرحله بعد صعود خواهید کرد و پیروزی تان حتمی است! این عکس العملها را هم فراموش نکنید: الف) دفاع کنید البته یک دفاع واقعی! دفاع واقعی یعنی اینکه در زمین خود بچپید و وقتی دروازه تان به خوبی تهدید شد توپ را خوب دفع و سپس دور کنید، و بدانید هیچگاه دفاع به معنای جلوگیری از حمله حریف و یا خدای نکرده، زبانم لال، زبانم لال تحت فشار قرار دادن تیم مقابل نیست! ب) پیروزی را حتمی بدانید و حریف را فراموش کنید، چرا که شکست او حتمی است، به ریش حریف هم هی بخندید و بر علیه اش شعار دهید، چرا که تیم مقابل همواره سوراخ است! ج) مهمترین عامل پیروزی، شما هستید، پس هی خودتان را تشویق کنید و به خودتان ببالید! د) برای حفظ نتیجه هم اصلا نگران نباشید، تلاش نیاز نیست، نتیجه خودش حفظ می شود، خدا با ماست! البته بعضی وقتها هم ایراد ندارد مصدوم شوید و به زمین بیافتید، چرا که این یکی از به روز ترین و حرفه ای ترین راههای حفظ نتیجه است!

2- وقتی تیم بازی یک-هیچ برده را، دو بر یک عقب میافتد خونسردی خود را حفظ نکنید، چرا که شکستتان حتمی است! این عکس العملها را هم فراموش نکنید: الف) به هیچ وجه به فکر برگرداندن نتیجه و پیروزی نباشید، ب) برای حل مشکل تیم هیچ وقت سیستم تیم را عوض نکنید، بلکه بازیکنان یک پست را عوض کنید، چرا که همیشه مشکل از مهره هاست نه از سیستم! ج) سرد، خشک، بهت زده و با رنگ پریده به فکر تولید توجیهاتی برای شکست باشید، د) به دنبال دیوارهای کوتاه بگردید و به دم دست ترین فردِ ممکن فحش بدهید، ه) چشمانتان را بسته، ورزشگاه را ترک و از شکست تا میتوانید فاصله بگیرید، و) مهمترین نکته هم که هرگز فراموشتان نشود اینکه به هیچ وجه مسئولیت شکست با شما نیست، به هیچ وجه... حتی یک ذره! ز) مقصر را هم که میدانم یادتان نمی رود، حتما خوب به دنبالش بگردید، البته باز هم یادتان نرود که شما به هیچ وجه در این شکست مقصر نبوده و نیستید و نخواهید بود!

در آخر بیاییم همه از شکستهایمان پند گرفته و با بررسی دقیق مشکلات(مانند آنچه از نظر گذشت) شکستهایمان را پله ی موفقیتهای بعدی مان قرار دهیم! به امید آن روز...

نوشته شده در یکشنبه 9 فروردین1388ساعت توسط محمد صادق باطنی| |