تبليغاتX
بی عمر
بی عمر

...ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر...بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر...

اولا پوزش از آشفته گویی هام. یه نگاه که به مطالبم انداختم دیدم تقریبا هیچ کدومشون به اون یکی ربط خاصی نداره. اما اگر نوشته اولم(مطلع) رو بخونین متوجه خواهید شد که قرار من هم بر همین سبک پراکنده گویی بوده و زیاد هم نیاز نیست نگرانم باشید! 

ثانیا حتما یادتون هست که تو همون مطلع گفته بودم موضوع محوری که تو این وبلاگ بهش می پردازم حافظ شیرازیه و اشعار رمزآلودش. بخاطر همین هم هر از گاهی ممکنه وسط بلاگهام بصورت کاملا بی ربط و ناگهانی یه بیت از حافظ که ازش لذت بردم رو اینجا بیارم و هر چی ازش فهم کردم رو براتون بنویسم به امیدی که شاید یه دلِ عاشقِ دیگه رو هم به قلیان در بیاره. پس پیشاپیش بگم که لطفا غافلگیر نشوید!

اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار      طالع بی شفَقَت بیت که در این کار چه کرد

این شعر بیت سوم غزل 141 حافظ است. شعری که با این مطلع آغاز می شود:


>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<
نوشته شده در چهارشنبه 20 آذر1387ساعت توسط محمد صادق باطنی| |