...ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر...بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر...
پریشب اخبار هواشناسی اعلام کرد:«فردا شب هوای شهرمان به شکلی بی سابقه بارانی، همراه با رعد و برق و رگبار پراکنده و وزش باد و طوفان شدید پیش بینی می شود.» دیروز که از پنجره بیرون را می نگریستم گویا سیل از آسمان جاری شده بود، طوفانی شدید وزیدن گرفته بود که برایش نهال جوان و درخت پیر فرقی نمی کرد. طوفانِ زمستانیِ دیشب گویا می خواست ریشه سرو را هم بکند، اما سرو، آرام و استوار ایستاده بود و نگاه معنادار خویش را به سمت آسمان پرتاب می کرد. هر قطره ی باران گویا می خواست جمجه ی سرو را بشکافد و به درون مغزش نفوذ کند تا ببیند در فکرش چه می گذرد که اینگونه مشتاق و استوار، زیر بارانی چنین بی سابقه ایستاده و غضبناک به آسمان خشم آلود زل زده است... دیشب اخبار هواشناسی اعلام کرد:«فردا شب هوای شهرمان کمی تا قسمتی ابری همراه با رگبار پراکنده و افزایش محسوس دما پیش بینی می شود.» امروز که از پنجره بیرون را تماشا می کردم، پرتوهای خورشید را می دیدم که چشم ابرها را دور دیده بودند و بر شهرمان می تابیدند. اما زمین هنوز خیس بود، غبارهای پراکنده در هوا مشاهده می شد. دیگر خبری از نهالهای جوان نبود، گویا نهالها به مهمانی باد رفته بودند. اما سرو گرچه دیگر برگی بر تن نداشت و شمارِ شاخه هایش بسیار کمتر از دیشب بود، هنوز در خاک ریشه داشت و حتی یک قدم هم به عقب ننشته بود، هنوز استوار ایستاده بود و خیره به آسمان نگاه می کرد، عمق نگاهش بیشتر از همیشه بود. دیگر خبری از طوفان نبود؛ طوفان که فهمیده بود نمی تواند ریشه ی سرو را از جای بکند گویا به کندن برگهای سرو راضی شده بود، غافل از آنکه برگهای سرو همچون پیامبرانی سبز، خبرِ پیروزی سرو را برای همسایه ها می برند و شاخه های هنوز برجای مانده ی سرو خبر از رویشی نو می دهند. قطرات باران هم گویا دیگر نمی خواستند، یا بهتر بگویم نمی توانستند بفهمند چه در سر سرو می گذرد. شهر آرام بود و خیس، اما گویا در دل این آرامش خبر طوفانی هولناک نهفته بود... امشب اخبار هواشناسی اعلام کرد:«فردا هوایی مه آلود با احتمال بارندگی شدید و افت چشم گیر دما برای تمام نقاط کشورمان پیش بینی می شود.» امشب به این می اندیشم که فردا وقتی از پنجره بیرون را تماشا می کنم هجوم نگاه سرو چگونه سقوط دمای هوا را به نظاره نشسته است... دکتر زیباکلام:«حمله اسرائيليها به غزه در عين حال بنبست حاكم بر ديپلماسي ما را آشكار كرد. شايد اگر ظرف سالهاي گذشته ديپلماسي خارجي ما بهجاي سعي و تلاش در رخنه كردن و ايجاد پايگاه در ونزوئلا، كلمبيا، نيكاراگوئه، حبشه، گينهبيسائو، بوركينافاسو، السالوادور و آن طرف دنيا، سعي ميكرد يك حداقلي از رابطه با كشورهاي همجوارمان، يا كشورهاي عرب همسايهمان يا كشورهاي اسلامي برقرار سازد، امروز اينطور از صحنه درگيريها در خاورميانه منفك و ايزوله نميبوديم.... بحران غزه براي چندمين بار به ما نشان داد كه اگر واقعا ميخواهيم جايي در جهان عرب داشته باشيم، در آن صورت نميتوانيم مصر و روابط با اين كشور را به پشيزي هم نگيريم. چه بخواهيم، چه نخواهيم. بهنظر ميرسد اگر ميان ايران اسلامي و جهان عرب، يك حداقلي از رابطه و وفاق بود ما ميتوانستيم به فلسطينيها بيشتر كمك كنيم.» سایت فردانیوز:«باید این سوال را پرسید که چرا بعد از سه سال سیاستهای کشورهای عربی 180 درجه در برابر ایران تغییر نموده است؟ در سرسپردگی برخی از سران کشورهای عرب شک و تردیدی وجود ندارد اما وقایع تاریخی را نیز نمی توان کتمان نمود... سران کشورهای عربی ایران را خطری بسیار بزرگتر از رژیم صهیونیستی می دانند... واقعیت این است که این سیاستهای دولت احمدی نژاد بوده اند که باعث ترس سران کشورهای عربی از ایران اسلامی، مظلوم نمایی رژیم صهیونیستی و همسوئی اعراب و من جمله تعدادی از فلسطینی ها با سیاستهای رژیم صهیونیستی شده اند... کنفرانس ادیان فقط یک نمونه از وحدت سران کشورهای عربی و حکام مستکبر رژیم صهیونیستی بود... واقعیت این است که حتی جنبش حماس نیز روابط بسیار نزدیکی با عربستان و برخی دیگر از شیخ نشینهای حوزه خلیج فارس دارد، بر خلاف بعضی از شعارهای بعضا عامه پسند خط جدید نفاق(منظورش دولت نهم است!) کشورهای عربی و حتی کشورهای اسلامی حاضر به هیچ گونه مماشاتی با احمدی نژاد و احمدی نژادها نیستند و حتی ترجیح می دهند که شاهد شکست فسطین و حماس و سقوط غزه باشند ولی با احمدی نژاد متحد نشوند... در واقع این خط جدید نفاق هستند که مسئله فلسطین و کشتار مردم بی گناه آن را متمسکی برای پیشبرد اهداف نامشروع خود می دانند...بیانیه حضرت آیت الله خامنه ای ممکن است شدید اللحن باشد، اما به راستی چه کسی مسئول همسویی سران عرب با رژیم اشغالگر صهیونیستی است؟ چه کسی با حمایت از سیاستهای جدید دولت نهم باعث شده تا رهبران شیعه کشور عراق با امریکا معاهده امنیتی امضا کنند؟ ... بحران غزه و همسوئی اعراب با رژیم اشغالگر صهیونیستی نتیجه مستقیم اشتباهات مقام معظم رهبری و حمایتهای ایشان از احمدی نژاد است که باعث اتحاد شوم اعراب و رژیم صهیونیستی شده است(!!!)...»
...:::این یادداشت در آینده نیوز:::... صورت مسئله: «واقعه غزه بار دیگر پرده از انفعال دیپلماسی بین المللی ایران برداشت. این واقعه به خوبی نشان داد که ایران در حل معادلات پیچیده منطقه عملا ایفاگر هیچ نقش تأثیرگذاری نیست.سیاستهای خارجی 3سال گذشته دولت نهم مخصوصا در مسئله انرژی هسته ای و بحث نابودی اسرائیل منجر به از بین رفتن هرگونه رابطه سازنده بین ایران و بسیاری از کشورهای تأثیرگذار اروپا و اعراب خاورمیانه شده است که این عامل باعث فرصت سوزی در بحران غزه شده و ایران عملا نتوانسته است هیچ گام تأثیرگذاری برای رفع این بحران در منطقه برداشته و خود نیز از این واقعه نفعِ دیپلماتیکی ببرد!» مسائل آورده شده در بالا بخشهایی از جنگ روانی جدیدی است که این روزها مخالفان دولت نهم برای ضعیف نشان دادن دیپلماسی این دولت و گاه برای ناکارآمد جلوه دادن سیاستهای کلی نظام پیرامون مسائل بین المللی بر آنها تأکید می کنند. برای نمونه می توانید مقاله فردانیوز و یا مقاله دکتر صادق زیباکلام را بخوانید. در ادامه با محوریت این دو مقاله به نقد و بررسی این دیدگاههای نه چندان نوظهور می پردازیم. اين درست است که ايران با وضعيت حماس هماهنگي دارد، خصوصاً زمانيکه اکثريت آرا براي تشکيل دولت در انتخابات سال 2006 را بدست آورد و اين انتخابات مورد حمايت آمريکا نيز قرار گرفت. اما پس از آن، دولت جديد با مخالفت اسرائيل و آمريکا روبرو شد و تحريم اقتصادي، فلسطين را به ورطه بحران اقتصادي کشاند. همان موقع بود که ايران تأمين کمک براي حماس را در دستور کار قرار داد. با اينحال، تحليلگران اسرائيل و آمريکا مي خواهند دنيا بپذيرد که حماس درصورت بهره مند نشدن از حمايت هاي ايران، قادر به حمله عليه اسرائيل نبود. همانطور که جورج جوفي از مرکز مطالعات بين المللي کمبريج در مصاحبه سال 2006 با راديو اروپاي آزاد و راديو آزادي گفت: "دولت اسرائيل ايران را متهم مي کند که به صورت غير مستقيم و از طريق حزب الله لبنان، سعي در کنترل اوضاع در داخل محدوده اشغالي دارد و اتهامات ديگري نيز دربارۀ دخالت آن کشور در برخي اقدامات خشونت آميز تر وارد شده است؛ هرچند هيچ مدرکي براي اثبات ارائه نشده است. به نظر من اين ادعاها، بيشتر از جنس تبليغات هستند و فاقد ارزش واقعي اند."... پيشنهاد ساندي تايمز به اسرائيل - دوشنبه 16 دی 1387 [2009.01.05] پس از گذشت يک هفته از حملات هوايي اسرائيل به حماس در نوار غزه و حملات موشکي فلسطينيان به شهرهاي جنوبي اسرائيل، فرماندهان نظامي اسرائيل بر سر دو راهي قرار گرفته اند. آنها مجبور بودند تصميم بگيرند يا دست به يک حملۀ زميني بزنند و يا به ختم غائله رضايت دهند و يک راه ديپلماتيک آبرومند پيدا کنند. به نظر من(نگارنده ی مقاله) اسرائيل حق دارد با انجام حملات زميني در بخش هاي متعدد غزه پيشروي کند تا حماس را به زانو درآورد و در نهايت با اشغال نواحي مرزي براي هميشه، اراده و توانايي آن را براي پرتاب موشک به اسرائيل نابود کند[!]. اما آنچه که از اهميت ويژه اي برخوردار است اين است که اسرائيل با مجموع تهديدهاي دشوار کوتاه مدت و ميان مدت روبروست. در شرق اين کشور، ايران در حال پيشرفت پروژۀ هسته اي خود است که به اعتقاد بسياري از اسرائيلي ها و اکثر منابع اطلاعاتي جهان با هدف ساخت سلاح هاي اتمي طراحي شده است. اين واقعيت که احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران به کرّات اسرائيل را تهديد به نابودي کرده، باعث پريشان خاطري عميق اسرائيلي ها شده است. در سال آينده يا سال هاي بعد، اگر جامعۀ جهاني به منظور توقف برنامۀ هسته اي ايران از طريق ديپلماسي و تحريم هاي اقتصادي با اين کشور مقابله نکند، آن وقت آمريکا يا اسرائيل ناگزير خواهد بود به تأسيسات هسته اي ايران حمله کند و آنها را نابود نمايد[!]... در این نوشته و در نوشته ی بعدی گزیده ای از ترجمه مقالاتی را برایتان خواهم نوشت که این روزها روزنامه های امریکایی علیه حماس و جهاد اسلامی و(به قول خودشان) اسلام تندرو و در دفاع از رژیم صهیونیستی و حملاتش به اراضیِ هنوز اشغال نشده فلسطین می نویسند. اگر شما فرمایشی در راستای فرمایشات این روزنامه ها دارید در بخش فرمایشات بنویسید، اما من در این باره هیچ نمی خواهم بگویم. فقط به گفتن این چند جمله بسنده می کنم که افتخار می کنم امروز در کشوری زندگی می کنم که تنها کشوریست در جهان که امریکا و اسرائیل و هم پیمانانشان از همه چیز آن به شدت واهمه دارند و خیال خام نابودی کامل آن را در سر می پرورانند و به آنها می گویم: از ما بترسید و در این ترس بمیرید! مقاله اي از لس آنجلس تايمز - دوشنبه 16 دی 1387 [2009.01.05] در غزه دشمن واقعي ايران است تصاويري که از جنگ در غزه مي بينيم، دلخراش اما در نهايت فريبنده است. اين تصاوير ارتش قدرتمندي را نشان مي دهد که به جت هاي اف 16 مجهز است و مردم عادي را بمباران مي کند که هزاران جنگجويي که سلاحشان ابتدايي است و به راکت مجهز هستند، از آنها دفاع مي کنند. اما اگر لنز دوربين را باز کنيم، واقعيت اصلي اين مناقشه را در خواهيم ديد. حماس هم مثل حزب الله لبنان نماينده دشمن اصلي اسرائيل است: ايران... تزیپی لیونی(Tzipi Livni) وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی: جنگ امروز تنها جنگ بین اسرائیل و تروریسم نیست، بلکه جنگ بین ارزشها و ضد ارزشهاست. در جوامع بشری همواره اختلافهای گوناگون و فراوانی در زمینه های مختلف وجود داشته است. از همین روست که خدای خالق انسان در آیه ی 14 سوره نوح فرموده:«و قد خلقکم اطواراً»(براستی که ما شما را گوناگون آفریدیم). اختلاف عقیده اتفاقی تازه نیست و قدمتی به اندازه طول تاریخ بشریت دارد. اما با وجود تمام این اختلافات نسل بشر توانسته است تا امروز به بقای خود ادامه داده و هر روز نسل خود را گسترش دهد و هرجا هم که اختلافاتی وجود داشته است انسانها گاهی با همفکری و گفتگو و گاهی با جدل و مشاجره یا به نقطه ای مشترک رسیده اند و یا بدون رسیدن به نقطه ای مشترک با هم صلح کرده و در کنار هم بصورت مسالمت آمیز زندگی را ادامه داده اند. اما گاهی هم این بحث یا جدل پیرامون این اختلافات منتج به نتیجه ای مسالمت آمیز نشده است و طرفین توان کنار آمدن با عقاید و سلایق مخالف یکدیگر را نداشته اند و در نتیجه بین دو جبهه مخالف پدیده ای به نام جنگ رخ داده است. اساساً اختلاف، مقوله ای است نسبی که از اختلافهای سلیقه ای و سطحی شروع و به اختلافهای عقیدتی و ایدئولوژیک ختم می شود. اوج اختلاف، ضدیّت و دشمنی نامیده می شود. مثلا تفکرات غیر دینی داریم و تفکرات ضد دینی، یا مثلا تشیع و تسنن مخالف یکدیگرند ولی تشیع و وهابیت ضد یکدیگر. اولین راه حل برای حل اختلافات، مذاکره و گفتگوست ولی اصولا وقتی دو گروه مخالف می توانند با هم بر سر میز مذاکره بنشینند که مشترکاتی هر چند کم با یکدیگر داشته باشند. اما وقتی مبانی و مشترکات طرفین در ضدیت کامل قرار داشته باشند پر واضح است که گفتگو هیچیک از طرفین را به نقطه ای مشخص و مشترک نرسانده و جز بیراهه و تو درتویی بی انتها چیز دیگری برایشان حاصل نخواهد کرد. حال باید چه کرد؟ چگونه بایست در کنار کسی زیست که ارزشهای بدیهی ما برای او ضد ارزش است و بالعکس؟ آیا اصلا بایست در کنار این موجود (که دشمن نامیده می شود) زندگی کرد؟ گفتگو، تحمل و سکوت، جنگ، کدامیک راه تعاملِ با اوست؟ با توجه به دلایلی که آورده شد مشخص است که گفتگو ابلهانه ترین و بی فایده ترین راه است. می ماند دو گزینه دیگر. جنگ یا سکوت! دو تفکر ضد و دشمن که در کنار هم قرار می گیرند همچون دو مخرنِ انبوه از بنزین می باشند. تا زمانی که جرقه ای بینشان رد و بدل نشود هر دو در سلامت کامل به سر می برند، اما به محض پدید آمدن اولین جرقه، انفجاری عظیم رخ خواهد داد که آتش آن بدین آسانیها خاموش نخواهد شد. تا زمانی که یک تفکر، خطری برای تفکر دشمن خود به شمار نیاید می توان به گزینه سکوت و تحمل و تعاملِ دو جانبه فکر کرد. اما زمانیکه حضور یک ایدئولوژی و رفتار یک گروه، خطری دائمی برای گروه ضد و مقابل خود باشد، دیگر نه تحمل معنا دارد و نه گفتگو، اینجاست که ایدئولوژیها و تئوریها پایان می پذیرد و شیپورهای جنگ به صدا در می آیند. رژیم صهیونیستی و اساسا تفکرات فراماسونری خطری دائم برای اسلام و تفکرات الهی می باشند و از طرفی دیگر اسلام و گروههای مجاهد آن همچون حزب الله، حماس و سپاه خطری دائمی برای صاحبان تفکرات مادی محسوب می شوند. پس تنها راه، جنگ خواهد بود. جنگی پایدار تا نابودی کامل یکی از طرفین. شاید چیزی که این روزها بایست تعجب برانگیز باشد صلح و گفتگوی تمدنهاست آن هم صلحی پایدار و گفتگویی اثربخش!!! امروز می توان جهان را به سه دسته کلی تقسیم کرد: 1- مسلمانان و مخالفان رژیم صهیونیستی، 2- فراماسونها و مدافعان رژیم صهیونیستی، 3- بعضی از اعراب!!! نبرد نهایی حق و باطل در پیش است. آرماگدونِ صهیونیستهای مسیحی یا همان قرقیسیای مسلمانان قریب الوقوع است. حال باید دید مسیح، صهیونیستها را نجات خواهد داد یا مهدی، بشریت را! الیس الصبح بقریب؟...


>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<
>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<دیدگاهی که راجع به چگونگی رابطه ایران و حماس در نوشته زیر آورده شده برایم جالب بود، نظری که تقریبا در مقابل نظرات مقالات قبلی(که از سمع و نظرتان گذشت) قرار می گیرد. شما هم بخوانید ببینید با من هم نظرید؟!
مقاله نيوامريکا درباره ارتباط ايران و دولت فلسطين - پنجشنبه 19 دی 1387 [2009.01.08]
مناقشه اسرائيل و حماس نشاني از جنگ ميان اسرائيل و ايران ندارد. اين افسانه اي است که در دوره زمامداري بوش شکل گرفته و اکنون با طرفداراني، در اذهان جاي گرفته است.
>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<شدت عمل در برابر ايران و حماس

>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<
>>ادامه مطلب را در اینجا ببینید<<
سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان: جنگِ امروز تنها جنگ غزه و رژیم صهیونیستی نیست، جنگ امروز، جنگ تمام حق در مقابل تمام باطل است.

نوشته شده در جمعه 4 بهمن1387ساعت
توسط محمد صادق باطنی| |
نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت
توسط محمد صادق باطنی| |
نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1387ساعت
توسط محمد صادق باطنی| |
نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت
توسط محمد صادق باطنی| |
نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت
توسط محمد صادق باطنی| |
نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت
توسط محمد صادق باطنی| |
نوشته شده در پنجشنبه 19 دی1387ساعت
توسط محمد صادق باطنی| |
نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت
توسط محمد صادق باطنی| |



