تبليغاتX
بی عمر - بیغوله ی خدمت یا ارث پدری!
بی عمر

...ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر...بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر...

اندکی پس از نوشتن مطلب زیر، بیانیه ای از جانب یک حزب سیاسی صادر شد که تنها به عنوان یک نمونه از مستندات تایید کننده نوشته زیر در پی نوشت ۳ همراه با لینک مطلب آورده شده، پس از مطالعه متن زیر حتما آن بیانیه را هم مطالعه کنید.

***

«ساختمان قدرت» ساختمانی است پر زرق و برق که سالیان سال، بشر به دنبال بنا کردن و تصاحب آن بوده است. و بر مبنای سنتی رایج این ساختمان با گذر زمان و رخ دادن حوادث گوناگون از گروهی به گروه دیگر منتقل شده و هر گروه این ساختمان را ویران کرده و بر بقایای ساختمان قبلی حکومت و شیوه ای نو بنا می کند.

یکی از اصول پذیرفته شده و گریز ناپذیر تمام نظامهای بشری مسئله «انتقال قدرت» است. در نظامهای گوناگون بشری شیوه انتقال قدرت متفاوت است. دموکراسی و از طبعِ آن انتخابات، یکی از شیوه های رایج در دوران ماست که کشورهایی که بر مبنای مردم سالاری تعریف شده اند این شیوه را برای انتقال قدرت برگزیده اند. در این نظامهای مردم سالار، ساختمانهای رنگارنگ قدرت بر مبنای رای اکثریت توده های مردم از گروهی به گروه دیگر منتقل می شوند.

حال اگر گروهی حاکم بر مبنای همین شیوه ی انتخابات، ساختمان قدرت را از دست رفته ببیند، دو گونه ممکن است عمل کند: در تمام تاریخ زندگانی بشر عده ای معدود بوده اند که ساختمان قدرت را همچون بیغوله ای میابند که جز فرصتی برای خدمت هیچ زیبایی دیگری برایشان ندارد، اما عادت بشر آنست که قدرت را وسیله ای برای افزون طلبیها و مطرح شدنهای خویش می یابد و با این ساختمان چون «ارث پدری» خود مواجهه می کند. گروه اول چه در عرصه قدرت، فرصتی برای خدمت بیابند چه در میدانی دیگر برایشان تفاوتی نمی کند. اما گروه دوم بر مبنای هوس بی پایان جاه طلبی و به اندازه قدرت و نفوذ خود برای باز پس گیری این ساختمان هر چه در توان دارد به کار می گیرد. اما مسئله اینجاست که وقتی گروهی حاکم نمی تواند در دوره ی حکومت خود نتایج انتخابات را به نفع خود رقم بزند در واقع اعتماد اکثریت مردم را نسبت به خود از دست داده است و اگر بخواهد مجددا ساختمان قدرت را صاحب شود بایست بتواند این اعتماد از بین رفته را بار دیگر برای خود به ارمغان آورد.

اما مشکل این گروه حاکم قبلی اینجاست که ممکن است گروه حاکم جدید توانسته باشد اعتماد مردم را به خود جلب کند و دیگر توجهی به این گروه پیشین نداشته باشد. از این روست که این افراد برای جلب مجدد اعتماد توده های مردم گام نخست را سلب اعتماد مردم نسبت به گروه حاکم فعلی می یابد تا بتواند بار دیگر خود را گوشه امنی برای پناه بردن مردم سلب اعتماد شده معرفی کند. در واقع این افراد برای بنای مجدد ساختمان قدرت خود بایست ساختمان گروه حاکم را ویران کنند تا بتوانند ساختمان خود را بر بقایای ساختمان گروه حاکم فعلی بنا نمایند و مهمترین و رایجترین روش برای عملی کردن این نیت شوم شیوه ی نا مبارک و خطرناکِ «جنگ روانی» است.

پیش از پرداختن به جنگ روانی ذکر این نکته ضروریست که هرگاه در میدانی حمله ای صورت میگیرد متعاقبا و بصورت طبیعی دفاع و ضدحمله ای هم رخ خواهد داد. پس ار این جا به بعد یک «گروه مهاجم» داریم که همان گروه حاکم قبلی است و یک «گروه مدافع» داریم که همان گروه حاکم فعلیست.

اما در شیوه «جنگ روانی» برای سلب اعتماد مردم نسبت به گروه حاکم، مصالح و ابزاری مورد نیاز است. که مهمترین آنها عبارت است از: 1- تعدادی مخاطب ناراضی و یا مردد که به راحتی و با برانگیختن احساساتشان با نیات گروه مهاجم همسو شوند، 2- رسانه هایی برای توزیع و انتشار تهمت(که سلاح اصلی در این جنگ نامبارک می باشد)، 3- مقداری آتو از جبهه ای که قرار است مورد هجوم قرار گیرد، و 4- نمادهایی مقدس و غلط انداز که در موارد خطرناک و در سر پیچ های تند برای تطهیر چهره ی این هجوم ناجوانمردانه، افکار عمومی را مجدد با خود همراه کند.

اما مهمترین ابزاری که اعتماد عمومی را سلب می کند پدیده ای است به نام «دروغ». گروه مهاجم هم از این نکته به خوبی آگاه است که برای آنکه اعتماد مردم را نسبت به گروه حاکم سلب کند کافیست این گروه را «دروغگو» جلوه دهد. حال برای دروغگو جلوه دادن گروه حاکم می تواند از روشهای زیر استفاده کند:

1- از آنجا که مطمئنا گروه حاکم فعلی معصوم از خطا و اشتباه نیست از گروه حاکم اشتباهاتی کوچک پیدا کند و این اشتباهات کوچک گروه حاکم را تا می تواند بزرگ و غیرعادی جلوه دهد.

2- از عده ای کارشناس هم حزبی و ناراضی برای بی تدبیر نشان دادن گروه حاکم استفاده کند.

3- وضعیت کشور را بحرانی جلوه دهد و خبر از حضور جامعه در آستانه پرتگاه بدهد و خود را نجات دهنده جامعه از وضع موجود نشان دهد.

4- پدیده هایی که در واقع دروغ نیستند را با روکش دروغ به مردم معرفی کند، مثلا پیش بینی های غلط از آب درآمده و یا وعده های عملی نشده را به عنوان دروغهای گروه حاکم به مردم معرفی کند.

5- تهمتها و دروغهای بزرگ و شایعه های فراوان را در ابعاد وسیع در جامعه پخش کند. این اصل بسیار مهم است، چرا که استقرای عقلی یکی از شیوه های نادرست ولی پذیرفته شده و رایج بشر در پذیرفتن مسائل مختلف است که همواره در تصمیمگیریها و نتیجه گیریها از آن استفاده می کند. از این رو برای اینکه یک انسان ظاهر بین و عامی نگر را نسبت به یک موضوع مجاب کنیم کافیست ابتدا جامعه را پر از تهمتهای دروغ کرده و سپس این دلیل را به افراد جامعه القا کنیم که«همه می گن»، «مگه نشنیدی، همه جا پرشده»، «تو تمام روزنامه ها نوشته بود»، «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها» و ادله ای از این نظیر که در واقع با تواتر افترا قدرت تحلیل را از ذهن افکار عمومی گرفته و زمینه های سلب اعتماد را برای مردم فراهم می کنیم.

***

حال که گروه مهاجم با پراکندن دروغ در سطح جامعه، مردم را آماده سلب اعتماد نسبت به گروه حاکم کرده است؛ این ساختمان نیمه جان را با چند دروغ بزرگ دچار لرزه هایی شدید نموده و این ساختمان را فرو می ریزد. چرا که افکار عمومی در نگاه اول نسبت به گروه حاکم شرطی شده اند و بر مبنای تواتر افترا، نزد خود به این نتیجه رسیده اند که «گروه حاکم دروغ می گوید مگر آنکه عکسش ثابت شود». حال نقش دروغهای بزرگ آنست که بخشِ «مگر آنکه عکسش ثابت شود» از جمله قبل را هم مورد هجوم قرار داده و این حداقل اعتماد را نیز از جامعه می گیرد. اینجاست که جامعه نسبت به گروه حاکم کاملا شرطی می شود و این گروه را یک گروه 100 درصد دروغگو می پندارد. تا آنجا که اگر گروه حاکم بگوید «ماست سفید است» جامعه می گوید «چون دولت دروغ می گوید، پس ماست سیاه است» و اینگونه قدرت تحلیل با حجم بالای تبلیغات منفی از جامعه سلب می شود.

در این بین عامل بی تدبیر جلوه دادن گروه حاکم نیز در روند کاهش اعتماد عمومی می تواند تاثیر گذاری فراوانی داشته باشد که این عامل گزاره های زیر را شامل می شود: احمق جلوه دادن گروه حاکم، ماجراجو و تندرو نشان دادن این گروه، قانون گریز جلوه دادن این گروه حاکم، نشان دادن خرافه پرستی و خیال پردازی در این گروه و عواملی دیگری از این نظیر.

حال گروه مهاجم با جامعه ای روبروست که اعتماد خود را نسبت به گروه حاکم سلب شده می یابد و به دنبال راه نجاتی برای برون رفت از مشکلات پیش روی خود می گردد. اینجاست که این گروه مهاجم و دروغ پرداز، با چهره ای موجه خود را در غالب یک فرشته نجات به مردم معرفی می کند و مردم از آنجا که حافظه تاریخیشان بسیار کوتاه است صرفنظر از سلب اعتماد خود در چند سال گذشته نسبت به این گروه، از دست گروه حاکم به دامان به ظاهر امن این گروه پناه می برند و ساختمان قدرت را به این گروه نیرنگ باز واگذار می کنند.

اینجاست که جامعه برای پذیرش دروغگو بودن دولت حاکم دیگر به دنبال دلیل و سند و مدرک نمی گردد و گروه مهاجم که افکار عمومی را همچون مومی نرم در دستان خود می یابد به سادگی دروغهای خود را به خوردِ این انسانهای سلب اعتماد شده می دهد. حال این گروه می تواند در جمله بندیهای خود به راحتی اتهاماتش را نسبت به گروه حاکم بر بناهایی نظیر این عبارات استوار کند (خوب دقت کنید!)««یک کارشناس به بنده گفت/ شواهد موجود نشان می دهد/ گزارشات واصله حاکی از آن است/احساس مردم این را نشان می داد/ قرائن مطمئن مدنی خبر می دهد/ مشاهدات عینی متواتر جمع کثیری از هموطنان نشان می دهد/ چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است / با توجه به اطلاعات بنده در سطح کشور/ ظرف روزهای گذشته شاهد رقابت های انتخاباتی و غلبۀ خواستاران تغییر بر طرفداران وضع موجود بوده ایم/و... »» و مخاطب نیز بدون توجه به پایه سست و ناروای این اتهامات و برمبنای عقبه ذهنی ای که بر مبنای حجم سنگین تبلیغات منفی نسبت به دولت حاکم پیدا کرده است، همه آنها را بی کم و کاست به راحتی و بدون خواستن دلیل می پذیرد.

اینجاست که گروه مهاجم افکار عمومی را در دستان خویش می بیند و بر روی موجی که از دروغ در جامعه ساخته است موج سواری می کند. و به هدف خود که همراه کردن اکثریت با جریان خود بود دست می یابد.

مطمئنا پس از اقدامات فراوان و حجم عظیم تبلیغات منفی، بخشی از جامعه با این گروه همراه می شود، همراهانی که گاه آگاهانه به این جریان می پیوندند و گاه نا آگاهانه.

اما...

اما ممکن است این گروه مهاجم نتواند اکثریت جامعه را با خود همراه کند و در نظامِ انتقال قدرت(یا همان انتخابات) اکثریت جامعه مجددا دست رد به سینه این گروه مهاجم بزند و ساختمان قدرت را باز به صاحبان فعلی آن بسپارد.

فکر می کنید آن زمان چه اتفاقی برای آن جامعه می افتد؟

جامعه ای که به وضوح دو دسته شده است. عده ای که با حجم عظیم تبلیغات دیگر قادر به تحمل وضع موجود و گروه حاکم فعلی نیستند و گروهی که فریب این جنگ روانی را نخورده اند و باز هم به گروه حاکم رای اعتماد داده اند.که طمع قدرت، همان انگیزه ای که مهاجمین را تا اینجای ماجرا آورده است، مهاجمین را در میدان نبرد باقی نگه می دارد. در واقع این افراد که اینقدر برای جنگ خود تلاش و هزینه کرده اند و همه چیز خود را در این میان گذاشته اند حاضر نخواهند بود که به سادگی صحنه را خالی کنند. اینجاست که آنها تمام سعی خود را می کنند تا حقی را که با قانون نتوانسته اند بگیرند به زور و با آشوب از گروه حاکم بگیرند. مردمی هم که پیش از این با این گروه همسو شده و چشمشان به دهان این افراد دوخته شده است، ابزار انجام این نیت نامبارک می شوند.

و اینجاست که نبردی جدی شروع به شکل گیری می نماید. نبردی که دود آن به چشم همه می رود، چه مدافعان و چه مهاجمان. این که سرنوشت جنگ چه خواهد بود را عوامل فراوانی رقم خواهند زد. اما آنچه همواره سنت الهی بوده است، پیروزی حق بر باطل است. حال باید به نظاره نشست و دید که در پس این جنگ دروغ و تهمت، کدامیک از طرفین پیروز نهایی خواهد بود. آنانکه ساختمان قدرت را بیغوله خدمت می دانند و یا آنانکه این ساختمانِ پرنینرنگ را ارث پدری؟!

این مطلب به موج وبلاگی پلخمون با عنوان (موج وبلاگی صیانت از آراء مردم)  پیوست.


پی نوشت۱: این نوشته که (در واقع بخش دوم نوشته قبلی است) به قول دکتر علی شریعتی: «نه علمیات است نه عقلیات که عصاره های هستی من است در زیر این سنگ له کننده عصاریِ زمانه...»

پی نوشت۲:(اندکی پس از نوشته بالا افزوده شد) در حال تدارک مطلبی راجع به سخنان بی بدیل، آرامش بخش، ُتاریخی، فصل الخطابانه، قاطع، شفاف، خفن، نادخل و... مقام معظم رهبری هستم که امروز هم مثل همیشه سرافرازمون کردن. البته این صحبت حکم اتمام حجت داشت و ادامه روند قبلی از جانب عده ای میتونه براشون و برای کل کشور خیلی گرون تموم بشه. نظر بسیار دارم اما می گذارمشون انشالله اگر عمری بود برای نوشته بعدی.

پی نوشت ۳: در یکشنبه 31 خرداد 1388 - 15:14:54 مطلبی با عنوان "بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران" یکی از احزاب اصلی حامی آقای موسوی در روی سایت قلم نیوز قرار گرفت، خواندن این بیانیه شاید کمک زیادی به فهم بیشتر مطالب بالا بکند. اینجا تنها به یک فراز از این نوشته اشاره می شود و تصمیم گیری با شمای خواننده خواهد بود. در این بیانیه وقتی سازمان مجاهدین از دلایل خود برای حضور در انتخابات (میلی که به قول خودشان ابتدائا وجود نداشته و در ماههای منتهی به انتخابات ایجاد شده) صحبت می کند در ادامه صحبت اینگونه می آورد که: «...از این رو تمام توان و ظرفیت خود را برای قانع کردن و دعوت همگان برای مشارکت حداکثری در انتخابات به کار گرفتیم. خوشبختانه عملکرد منفی و زیانبار جریان حاکم در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاست خارجی طی چهار سال گذشته و نگرانی عمیق و گسترده اقشار آگاه و فرهیخته جامعه از ادامه این روند خطرناک، زمینه مثبتی برای اثر بخشی تلاش اصلاح طلبان ایجاد کرد...»

نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت توسط محمد صادق باطنی| |