![]() |
![]() |
|
| ...........ای خُـرَّم از فروغ رخت لاله زار عمر ......... بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر........... |
|
ذَلِكَ الَّذِي يبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ(شوري/23) اين همان چيزي است که خداوند بندگانش را که ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند به آن نويد ميدهد! بگو: «من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نميکنم جز دوست داشتن نزديکانم [= اهل بيتم]؛ و هر کس کار نيکي انجام دهد، بر نيکياش ميافزاييم؛ چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است. 1- اهل بیت پیامبر گرامی اسلام، تنها ذریه مورد تکریم خداوند پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد –صلی الله علیه و آله و سلم- نیکوترین الگوها برای تمام تاریخ بشریت است و خودِ خداوند ما را به صراحت به پیروی و الگوبرداری از او فرا خوانده است: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يرْجُو اللَّهَ وَالْيوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا(الأحزاب/21) مبالغه نیست که در تمام طول تاریخ غیبت امام عصر -عج- اگر قرار باشد یک نفر را انتخاب کنیم که بیشترین شباهت را به رسول الله داشته باشد، او کسی نیست جز حضرت روح الله خمینی(ره) که از جهات گوناگونی می شود وی را با مقتدایش رسول الله مقایسه کرد؛ بارزه های شخصیتی امام، تقوا، پروای از خدا، ولایت معنوی، نفوذ در خلق، جاذبه و دافعه بی بدیل، رهبری تاثیرگذارترین جنبش قرن، وجهه تاریخی، محبوبیت و مقبولیت روزافزون و بسیاری نکات دیگر در عمر پربرکت حضرت روح الله موجود است که شباهت وی را به اسوه حسنه وی یعنی رسول الله بیشتر و بیشتر می کند. اما در این مشابهت سازی تاریخی بایست حواسمان را جمع کنیم که رسول الله برترین بندگان خداوند من الازل و الی الابد بوده است و خداوند تبارک و تعالی حساب ویژه ای برای عبد راستینِ خود، محمد مصطفی (ص) گشوده است. از همین روست که وقتی خداوند در قرآن می خواهد دیگر پیامبران را خطاب قرار داده و به آنها بگوید که در مقابل انجام رسالت خود از قوم خود طلب اجر نکنید به آنها تنها می گوید: «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ(الأنعام/90)» و اجر پیامبران دیگر را تنها از جانب ذات یگانه خویش می شمارد، ولی وقتی نوبت به رسول الله می رسد به او می گوید که در مقابل انجام رسالت خود از مردم به عنوان اجر، بخواه که نسبت به نزدیکانت(فی القربی) مودّت به خرج دهند. دلیل آن هم روشن است، چرا که اهل بیت گرامی رسول الله نیز همچون خود ایشان نمونه ای تکرار نشدنی در تمام تاریخ بشریت هستند. اما زمانیکه نوبت به دیگر پیامبران و ذریهشان می رسد، خداوند با لحنی متفاوت در کلام قرآن، ذریه دیگر پیامبران را خطاپذیر می شمارد و حتی وقتی به حضرت ابراهیم(ع) -که میتوان بعد از رسول الله وی را والاترین و محبوبترین شخصیت قرآنی دانست- می رسد اینگونه با وی در مورد ذریه اش صحبت می کند که: وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيتِي قَالَ لَا ينَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ(البقرة/124) ... خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض کرد: «از دودمان من (نيز اماماني قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمکاران نميرسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)». نتیجه تا اینجای کلام اینکه جز اهل بیت رسول الله، احترام و تکریم اعوان و انصار هیچ بنده صالح دیگری از جانب خداوند مورد سفارش و تایید قرار نگرفته است و خود خداوند هم چنین سفارشی را به هیج یک از بندگان صالح خود ننموده است. 2- خط قرمزی به نام آرمانهای امام و از دست رفتن کارآیی گذشته افراد 2-1- اغراق نیست که حضرت امام را مردمی ترین رهبر انقلابهای معاصر بدانیم، رهبری که امتش گرانقدرترین دارایی خود یعنی جانشان را ارزانترین بخشش ها در راه تحقق آرمانهای وی می دانستند، به همین جهت و در راستای تکریم و بزرگداشت عظمت این رهبر بزرگ، مردم ایران، نسبت به خانواده این بزرگوار نیز همواره احترام گذاشته اند و آنها را بزرگ داشته اند. 2-2- از طرفی در هیچ کجای تفکرات و آرمانها و فرمایشات حضرت امام، چنین موضوعی را نمی یابیم که ایشان مردم را به تکریم خانواده خود فرمان دهد و یا حضرت امام در جایی موضعی متناسب با منافع خانوادگی خود بگیرد و یکی از بستگان خود را به شیوه ای نامعمول احترام بگذارد و جایی برای وی در عرصه اداره کشور باز کند و تبعیضی خانوادگی انجام دهد. در هیچ کجای از وصیت نامه ایشان نیز نمی یابیم که حضرت امام آرمانهای خانواده اش را آرمانهای خود بشمارد و یا تاییدی خاص نسبت به یکی از بستگان خود انجام دهد، و یا تبیین تفکرات خود را به انحصار خانواده اش درآورد و از شخصی خاص از بستگانش به عنوان نماینده تام الاختیار تفکرات خود بعد از رحلتش نام ببرد و حفظ حرمت خانواده اش را خفظ حرمت خویش بشمارد. 2-3- از
این روست که مردم ایران، که با تمام وجود راه امام را شناخته اند و خود را
تابع
تفکرات و آرمانهای ایشان دانسته اند، از ابتدای انقلاب تا کنون همواره
مهمترین
شاخصهای خود در تعیین حق و باطل را دوری و نزدیکی افراد از آرمانها و
تفکرات امام
دانسته و می دانند، و این درک صحیح خود از راه امام را بارها و بارها با
طرد
منحرفین از خط امام بروز داده اند، و نشان
داده اند که در حفظ خط نورانی امام به
هیچ کس باج نمی دهند و هر فردی را در هر جایگاهی که باشد به محض بروز
انحراف از خط
امام، از جمع خود طرد می کنند. 2-4- از این رو نباید تعجب کرد که حتی اگر از نوادگان امام خمینی هم باشیم، قرار نیست مردم حسابی جداگانه برای ما بازکنند و هاله ای از تقدس به دور ما بپیچند، و وابستگی به امام بیشتر از شأنیت اجتماعی، مسئولین اجتماعی برای ما بوجود می آورد. 3- موضع گیری مردم در نماز جمعه نسبت به سید حسن؛ تشخیص درست، رفتار ناصواب
اما برسیم به آنچه که در 14 خرداد امسال رخ داد و واکنشی که مردم نسبت به سیدحسن خمینی نشان دادند... زمانیکه مشاجره ای بوقوع می پیوندد، این ساده اندیشی است که همواره فرد مهاجم را ظالم و فرد مورد هجوم را مظلوم خطاب دهیم، و همواره در قضاوتهای خود بایست دلیل شکل گیری این مشاجره را جویا بشویم. در مقابل اتفاقی که روز جمعه در حرم امام رخ داد و شعارهای مردم علیه سیدحسن خمینی و قطع کردن پیاپی سخنان وی که در نهایت منجر به ناتمام ماندن سخنان او شد، اگر بخواهیم ساده اندیشیانه به موضوع نگاه کنیم، خواهیم گفت که حرمت نوه امام آن هم در روز بزرگداشت امام و در مجاورت حرم ایشان شکسته شد و سیدحسن خمینی مظلوم واقع شد. حال آنکه اتفاقی که امروز افتاد حاصل به هم پیوستن تمام موضع گیریها، گفتارها و رفتارهایی بود که سید حسن خمینی در طول یک سال گذشته گرفته بود و گفته بود و کرده بود، و او بایست زمانی فکر چنین روزی را می نمود که در کنار معارضین به انقلاب و فتنه گران بعد از انتخابات می نشست و عکس یادگاری می گرفت و در مقابل انحرافاتشان سکوت می کرد و گاها بطور عملی از آنها حمایت می نمود و بارها و بارها نظرات خود را در مقابل نظرات رهبری منتشر می کرد. و این اوج خودخواهی است که یک فرد (با هر میزان از نزدیکی به امام) اهانت به خود را اهانت به امام بشمارد همانسان که سیدحسن خمینی چند بار در صحبت کوتاه خود به کنایه گفت: «هنوز 20 سال از رحلت امام نگذشته است [که شما اینگونه به فرزندانش بی حرمتی می کنید و در واقع حرمت امام را نگه نمی دارید]» در واقع برخی سید حسن خمینی را بی هیچ دلیل منطقی و فقط بخاطر نسبتش با امام در هاله ای از تقدس قرار داده اند و با شیوهای «قبیله گرایانه» مخالفین وی را مخالفین امام و راه امام معرفی نموده اند. در واقع امروز مردم نشان دادند که در حفظ آرمانهای امام با هیچ کس تعارف ندارند و تنها محور وحدت و خط قرمزشان تفکرات امام و ولایت فقیه است. اما در عین حال شایسته تر بود که مردم پس از شعارهای ابتدایی خود نسبت به سید حسن خمینی، و بعد از اینکه وی چند بار تقاضا کرد که به او اجازه صحبت دهند، و پس از آنکه از حضرت صاحب اسم برده شد، برای دقایقی هم که شده شعارهای خود را قطع کنند و بگذارند که مراسم مسیر عادی خود را طی کند، تا بدین طریق هم اعتراض خود را به گوش سید حسن رسانده باشند و هم بهانه ای به دست برخی از بدخواهان نظام نداده باشند تا برای لحظه ای هم که شده کسی نتواند عشق و ارادت مردم را نسبت به آرمانهای امام خمینی زیر سوال ببرد. 4- نظر رهبر انقلاب پیرامون موضعگیری مردم نسبت به سید حسن شاید برخی ها انتظار داشتند که رهبری در خطابه های خود، عمل مردم را مستقیما تقبیح کند، اما رهبر انقلاب اسلامی در سخنان خود نشان داد که همچون حضرت امام با هیچ کس تعارف ندارد و از ناحق دفاع نمی کند و تشخیص مردم از خط امام را صحیح می داند، اما راجع به شیوه رفتار مردم موضع گیری می کند و مردم را به برخوردهای شایسته تر دعوت می نماید. مروری بر سخنان روز جمعه ایشان موید همین موضوع است که ایشان غیرمستقیم تشخیص مردم را درست ولی رفتارشان را نادرست خطاب می کنند. نکات جالب دیگری نیز در کلام حضرت آقا مشاهده می شد، مثل آنکه برای جا افتادن شیوه امام در برخورد با مخالفین پس از مدتها ایشان مجبور به نقل خاطره ای از حضرت امام شدند، کاری که رهبر انقلاب به شدت از آن پرهیز دارند و بسیار اندک دیده شده است که ایشان از حضرت امام نقل قول مستقیم یا خاطره ای ناگفته بیان کنند. نکته مهم دیگر هم صراحت لهجه آقا بود نسبت به انحرافات از خط امام که با شفافیتی خاص به تبیین راه حقیقی امام و انحرافات موجود پرداختند، در زیر بخشهای مهمی از صحبت امروز ایشان آورده شده است که بخش ابتدایی آن تعریضی است به شیوه ای که مدعیان پیروی از خط امام (از جمله خود سید حسن) در پیش گرفته اند و بخش دوم صحبتی است با مردم که در تمام موضعگیریهای خود تقوا را رعایت کنند و نسبت به مخالفین خود ظلم نورزند. 5- سخن رهبری با سید حسن: «سلب هویت از امام خدمت به امام نیست» سخنان زیر به ترتیب زمان گفته شدن توسط معظم له منظم شده اند: 1- تغییر جهت گیریها تدریجی است، نامحسوس است، اینجور نیست که از اول کار این تغییر جهت گیری با 180 درجه اتفاق بیافتد اول با زاویه های خیلی کمتر شروع می شود و هرچه پیشتر می رود فاصله با صراط مستقیم بیشتر می شود. 2- اگر کسی در جهت انحراف کار کند از نظر توده مردم شناخته می شود. 3- لازم است ما شاخص داشته باشیم، بهترین شاخص ها خود امام و خط امام است. 4- مواضع امام باید بطور روشن و واضح همانطور که خود او گفت و خود او نوشت باید تبیین بشود. 5- نباید برای خوش آمد این و آن برخی از مواضع حقیقی امام را یا انکار کرد و یا مخفی نگاه داشت، بعضی اینجور فکر می کنند و این فکر غلطی است، فکر می کنند برای اینکه امام پیروان بیشتری پیدا کند، کسانی که مخالف امام هستند آنها هم به امام علاقه مند بشوند، بایستی ما بعضی از مواضع صریح امام را یا پنهان کنیم یا نگیم یا کمرنگ کنیم، نه! امام هویتش شخصیتش به همین مواضعی است که خود او با صریحترین بیانها، روشن ترین الفاظ و کلمات آنها را بیان کرد، همین مواضع صریح بود که دنیا را تکان داد... امام را صریح باید آورد در وسط میدان... نمی شود بخاطر اینکه زید و امر از امام خوششون بیاد مواضع امام رو پنهان کنیم، پوشیده کنیم یا اون چیزهایی که به نظرمون تند میاد اونها رو کمرنگ کنیم. 6- امام منهای خط امام، امام بی هویت است، سلب هویت از امام خدمت به امام نیست. 7- این کج اندیشی است که ما مواضع امام رو انکار کنیم، این کج اندیشی رو هم متاسفانه بعضا کسانی انجام می دهند که یک وقتی خودشون جزء مروجان افکار امام بودند یا جزء پیروان امام بودند، حالا به هر دلیلی راهها کج می شود، هدفها گم می شود، یه عده بر می گردند بعد از آنی که سالهای متمادی برای امام و برای این هدفها حرف زدند و حرکت کردند درمقابل این مبانی می ایستند و اون حرفها رو می زنند. 8- هر کسی درباره حاکمیت نظام جمهوری اسلامی برخلاف این(پیوند دین و سیاست) فکر کنه برخلاف فکر امام است، مدعی نشود که این دنباله رو امام است در عین حال این فکر رو دارد. 9- نمی شود انسان خود را در خط امام و دنباله رو امام بداند، اما با کسانی که صریحا پرچم معارضه با امام و اسلام را بلند می کنند انسان خودش رو در یک جبهه تعریف کنه با اونها. نمیشه قبول کرد که امریکا و انگلیس و سیا و موساد و سلطنت طلب و منافق بر یک محوری توافق کنند، حول یه محوری جمع بشوند، بعد اون محور باز ادعا کنه من خط امام هستم، این نمیشه، این قابل قبول نیست. 10- نمی شود با هر کس و ناکسی ائتلاف کرد. 11- باید ببینیم دشمنان دیروز امام در برابر ما چه موضعی می گیرند، اگر دیدیم امریکای مستکبر، اسرائیل غاصب، مزدوران دولتهای دولتهای گوناگون، مخالفین و معاندین امام اسلام و انقلاب از ما تجلیل و احترام میکنن، اگر مواضع ما خدای نکرده اینجور باشه باید در مواضعمون شک کنیم، باید بدانیم که راه درست و مستقیم رو نمی ریم امام هم بارها بر همین تکیه می کرد. 12- در اسناد قطعی فرمایشات امام این هست که اگر [مستکبرین] از ما تعریف کردند ما بدانیم که خیانتکاریم. 13- اون کسانی که بیان درست خط مقابل امام حرکت بکنند، در مورد مسئله قدس در روز قدس اونجور موضعگیری کنن در روز عاشورا اون فضاحت رو به بار بیارن، بعد ما در مقابل این کسانی که با اساس مبنای امام و حرکت امام صریحا مخالفند اظهار همراهی بکنیم خودمون رو در کنار اینها قرار بدیم و تعریف بکنیم یا در مقابل اینها سکوت بکنیم و درعین حال بگیم که ما دنباله رو امامیم، این امکان نداره، این قابل قبول نیست. ملت هم این رو خوب فهمیدند ملت این رو می بینه، می دانه، میشناسه، می فهمه. 14- گذشته افراد زمانی مهم است که حال فعلی معلوم نباشد، انسان به گذشته تمسک بکند، بگه خوب قبلا اینطور بوده حالا هم لابد همانطور است، اما اگر حال فعلی اشخاص در مقابل اون گذشته بود، اون گذشته دیگر کارایی ندارد.
6- سخن رهبری با مردم: «قُولُوا قَولاً سَدیدا» رهبری انقلاب همواره کلامی لایه لایه داشته اند که با تامل بیشتر همواره به ظرافتهای عمیق کلام ایشان بیشتر می شود پی برد، یکی از مهمترین ظرائفی که در کلام روز جمعه شان موجود بود، آیه ای بود که حضرت آقا در ابتدای کلامشان و درست زمانیکه هنوز مردم بر علیه سید حسن شعار میدادند قرائت فرمودند و در اواسط کلام نیز مجددا به مخاطبان را به رعایت آن آیه شریفه توصیه نمودند، در ادامه این آیه آورده شده است: 1- خدای متعال می فرماید: «یاایها الذین امنوا اتقواالله و قولوا قولا سدیدا، یصلح لکم اعمالکم و یغفر ذنوبکم و من یطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظیما» تقوای الهی را در گفتار، در رفتار و حتی در پندار خود، باید رعایت کنیم، یعنی مراقب باشیم در رفتار و کردار و گفتار خود ذره ای از رضای الهی و حق تعدی و تجاوز نکنیم، امیدوارم که خداوند متعال به این بنده حقیر توفیق بدهد که امروز بتوانیم با تمسک به این اصل اساسی قرآنی یعنی سخن گفتن بر اساس تقوا عرایض خود را عرض کنیم... از روح ملکوتی این بنده خالص الهی مدد بگیریم و انشالله این نماز جمعه را که به مناسبت 21امین سالگرد رحلت امام راحل است با احترام و تکریم به مقام این آیت عظمای پروردگار برگزار کنیم و یاد و نام مبارک و ماندگار امام بزرگوارمان را همچنان که در این 21 سال ملت ما به بهترین وجهی در دل و جان و زبان و در فضای زندگی خود حفظ کرده اند باز هم حفظ کنیم و به پیش ببریم. 2- ما چه می گوییم نسبت به دوستان و دشمنانمون اینجا تقوا اثر میگذاره، با یکی ما ممکنه مخالف باشیم درباره او چگونه قضاوت می کنیم، اگر قضاوت شما درباره کسی که با او مخالفید و با او دشمنید، غیر از آن چیزی باشد که در واقع وجود دارد این تعدی از جاده تقواست، آیه شریفه ای که اول عرض کردم: « یاایها الذین امنوا اتقواالله و قولوا قولا سدیدا» قول سدید یعنی قول استوار و درست، اینجوری حرف بزنیم. من می خوام عرض بکنم به جوانان عزیز و انقلابی و مومن و عاشق امام، که حرف می زنند، می نویسند، اقدام می کنند کاملا رعایت کنید، اینجور نباشد که مخالفت با یک کسی، ما رو وادار کند که نسبت به اون کس از جاده حق تعدی کنیم تجاوز کنیم، ظلم کنیم، نه! ظلم نباید کرد، به هیچ کس نباید ظلم کرد. (در ادامه معظم له به نقل خاطرهای از امام می پردازند...) 3- درباره فردی که شما او رو قبول ندارید دو جور می شود حرف زد، یکجور آنچنانی که درست منطبق بر حق است، یک جور هم آنچنانی که نه! در او آمیزه ای از ظلم وجود دارد، این دومی بد است باید از او پرهیز کرد، درست همونجوری که حق است، صدق است شما در دادگاه عدل الهی می توانید راجع به او توضیح دهید همون رو بگید نه بیشتر، این یکی از خطوط اصلی حرکت امام و خط امامه که ما باید به یاد داشته باشیم. *** در هر صورت کاش سیدحسن خمینی می دانست که ما همه خود را فرزند امام می دانیم و انتساب خونی به امام بیشتر مسئولیت می آورد تا مصونیت. امیدواریم که نوه امام بزرگوارمان، دست از رفتارهای متناقض و ناپخته خود بردارد و بدون تاثیرپذیری از اطرافیان خود حقیقتا در قول و در فعل به یادگار امام تبدیل شوند، چرا که ما نیز خوشحال می شویم رخساری که رنگ و بوی خمینی می دهد قول و عمل خمینی وار نیز از خود نشان دهد که تنها در این صورت است که قلب حضرت ایشان خشنود خواهد گردید. این روزها پیاپی در ذهنم این مصرع تکرار می شود که: «ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم...» یاعلی انعکاس: نسبت با امام مصونيت مي آورد يا مسئوليت؟ /شبکه خبر دانشجو قطع سخنرانی سید حسن خمینی؛ خوب، بد، زشت؟ /طلبه بلاگ همه چیز درباره سخنرانی ناتمام سید حسن خمینی و نظرات شما/ آب و آتش نسبت با امام مصونیت می آورد یا مسئولیت؟ /ذوالفقار
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 خرداد1389ساعت توسط محمد صادق باطنی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هرکدام از کلماتی که اینجا می نویسم «پاره ای از بودن من است» نه علمیات است نه عقلیات، که عصاره های هستی من است در زیر این سنگ له کننده عصاریِ زمانه، این خرّاس بیرحمی که با پوز بسته و چشم بسته اش، بر روح و مغز و اعصابم میگردد و میگردد و میگردد و در پایان شب به همانجا می رسد که در آغاز روز از آنجا راه افتاده بود. و در این «پوچی دوّار» این «خر» سفری در پیش ندارد و این سنگ راه به جایی نمی برد. و غایتی هم اگر هست همین پاره هایی است که از ما می ماند در زیر دست و پای این شب و روزی که بر ما می گذرد و این داستان تکراری «عمر» نام دارد.
(دکتر شریعتی-مقدمه کویر) --------------------------------------------- «بی عمر» زنده ام من و این بس عجب مدار... روز فراق را که نهد در شمار عمر ... |
| آرشیو موضوعی |
|
سروده های شخصی به دنبال چه میگردیم؟ مناظره های بی عمر حافظ شیرازی دین و اندیشه دل نوشته ها فیلم و سینما اجتماعی سیاسی غزه |
|
RSS
|